سنجش از دور
حامد عاشوری
چکیده
پیشینه و اهداف: بافت تصویر، بهعنوان دادهای ارزشمند توسط ذهن انسان برای تفسیر تصویر استفاده میشود. کمیسازی بافت تصویر روشی کاربردی برای استخراج روابط مکانی بین پیکسلهای تصویر است. از ویژگیهای بافتی تولید شده از تصویر در کنار ویژگیهای طیفی تصویر میتوان برای بهبود کیفیت طبقهبندی استفاده کرد. با توجه به تنوع روشهای کمیسازی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: بافت تصویر، بهعنوان دادهای ارزشمند توسط ذهن انسان برای تفسیر تصویر استفاده میشود. کمیسازی بافت تصویر روشی کاربردی برای استخراج روابط مکانی بین پیکسلهای تصویر است. از ویژگیهای بافتی تولید شده از تصویر در کنار ویژگیهای طیفی تصویر میتوان برای بهبود کیفیت طبقهبندی استفاده کرد. با توجه به تنوع روشهای کمیسازی بافت تصویر، انتخاب ویژگیهای بهینه برای هر تصویر بهصورت مستقیم روی دقت استخراج اطلاعات موثر است. الگوریتم ژنتیک بهعنوان یکی از روشهای بهینهسازی در کاربردهای مختلف استفاده میشود.روشها: در این مقاله دو روش انتخاب ویژگی بر پایه الگوریتم ژنتیک برای انتخاب ویژگیهای بافتی تصویر ارائه شده است. در روش نخست، الگوریتم ژنتیک برای انتخاب بهترین ترکیب با طول متغییر از ویژگیهای بافتی در دو حالت ورودی از کل فضای ویژگی و ورودی از فضای پالایش شده، تعریف شده است. در روش دوم الگورتیم ژنتیک برای انتخاب عداد متغییر ویژگیهای طیفی در دو حالت انتخاب از بین کل ویژگیها و انتخاب از بین ویژگیهای گزینش شده بهکار رفته شده است.یافتهها: نتایج، نشان میدهد که ترکیب بهینه الزاما شامل ویژگیهایی که به تنهایی توانمندی بهتری در بهبود دقت طبقهبندی دارند، نمیشود. الگوریتمهای پیشنهادی منجر به دقت بهتر، تعداد ویژگی منتخب کمتر و زمان محاسباتی کمتری نسبت به الگوریتم ساده ژنتیک است. از روشهای پیشنهادی بسته به ابعاد تصویر، تعداد ویژگیهای بافتی تولید شده و تعداد دادههای آموزشی و چک میتوان استفاده کرد. روش دوم زمان آمادهسازی اولیه بیشتری داشته و بهدلیل افزایش تصاعدی زمان محاسباتی برای تصاویری با تعداد باند طیفی و تعداد پیکسلهای کنترل و چک و تعداد ویژگی بافتی کمتر قابل بهکارگیری است. روش نخست برای تصاویری با ابعاد بزرگ و تعداد دادههای آموزشی و چک بیشتر قابل استفاده است ولی برای رسیدن به دقت بهینه، تعداد ویژگی منتخب بیشتری را ارائه میدهد.نتیجهگیری: اجرای روشهای پیشنهادی بر روی سه مجموعه داده ورودی، منجر به افزایش دقت میانگین طبقهبندی بین 7/7 تا 48/50 درصد نسبت به طبقهبندی طیفی و حفظ دقت تا افزایش 6/5 درصدی نسبت به ژنتیک ساده ولی با تعداد نصف تا یک سوم ویژگیهای منتخب و کاهش 50 درصدی زمان بهینهسازی گردید.
سامانه اطلاعات مکانی
زهره علیجانی؛ حامد عاشوری
چکیده
پیشینه و اهداف: تغییر در الگوی لندفرم سبب ایجاد تغییر در سایر پارامترهای زمیننما از جمله خاک، زمینشناسی و پوشش گیاهی میشود. بنابراین، مطالعه لندفرم و بررسی عوامل مؤثر در تشکیل و تکامل آن، از علوم بسیار مهم در ژئومرفولوژی و پدولوژی میباشد. شرایط اقلیمی با تأثیر بر فرایندهای زمینشناسی و همراه با عوامل توپوگرافی و خصوصیات ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تغییر در الگوی لندفرم سبب ایجاد تغییر در سایر پارامترهای زمیننما از جمله خاک، زمینشناسی و پوشش گیاهی میشود. بنابراین، مطالعه لندفرم و بررسی عوامل مؤثر در تشکیل و تکامل آن، از علوم بسیار مهم در ژئومرفولوژی و پدولوژی میباشد. شرایط اقلیمی با تأثیر بر فرایندهای زمینشناسی و همراه با عوامل توپوگرافی و خصوصیات مواد مادری، نقش مؤثری در تشکیل و تکامل لندفرمها دارند.روشها: در مطالعه حاضر، لندفرمهای منطقه مورد مطالعه با استفاده از مدل رقومی ارتفاع با قدرت تفکیک مکانی 10 متر و نرمافزار SAGA بر اساس شاخص موقعیت توپوگرافی، جدا شدند. سپس، در دو لندفرم دشت و شیب باز که دارای بیشترین تکرارپذیری در منطقه مورد مطالعه بودند، اقدام به حفر نیمرخ و نمونهبرداری گردید و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و پارامترهایی چون مواد مادری، ارتفاع و درصد شیب در هر نیمرخ، مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: بررسیها، نشان داد که در لندفرم دشت، تغییرات شیب کم و حداکثر آن سه درصد میباشد و این، حاکی از آن است که در این لندفرم، مواد مادری تحت تأثیر رسوباتی میباشد که از بالادست آمده و به مرور در اعماق، تهنشین شدهاند. بنابراین، مواد مادری انتقال یافته از سطوح ژئومرفیک بالا در اثر هوادیدگی و فرایندهای فرسایش و انباشت و تجمع در سطوح پایینتر، منجر به ایجاد لندفرمهای پایدار و نسبتاً هموار دشت گردیده که اراضی مناسبی را برای کشاورزی، به وجود آورده است. در دیگر سو، شیب باز در موقعیتهای پشته و یا شانه شیب قرار گرفته است، جایی که دستخوش آبشویی بالای مواد و انتقال آنها به سطوح پایینتر و فرسایش زیادتری نسبت به سایر سطوح است. تغییرات بافتی خاک، روند منظمی را نشان نمیدهد. میزان درصد رس، به جز در برخی از نیمرخها که روند نامنظمی را نشان میدهند، با عمق کاهش یافته است. به دلیل شیب نسبتاً بالا، خاکهای این لندفرم، عمیق نیستند چراکه موقعیت شیب، بیشترین تأثیر را در عمق خاک دارد و موقعیتهای بالای شیب، دارای خاکهای کمعمقتری نسبت به موقعیتهای پایین شیب هستند.نتیجهگیری: توپوگرافی، به عنوان یک عامل اصلی در توسعه و تکامل خاکها شناخته شده است. لندفرم مورد بررسی در این مطالعه، نشان داد نه تنها توپوگرافی به طور مستقیم در فرایندهای پدوژنیک نقش دارد، بلکه مواد مادری نیز در تغییر این فرایندها و تشکیل لندفرم بسیار حائز اهمیت هستند. در این مطالعه، لندفرمهای منطقه بر اساس شاخص موقعیت توپوگرافی، تفکیک شدند. در شاخص موقعیت توپوگرافی، ارتفاع و شیب به عنوان پارامترهای اصلی برای تحلیل و طبقهبندی لندفرمها، استفاده میشوند. بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و همچنین بررسی مواد مادری، ارتفاع و درصد شیب در نیمرخهای حفر شده در لندفرمهایی که دارای بیشترین تکرارپذیری در منطقه بودند، نشان داد که مواد مادری و شیب، دارای نقش مؤثری در تشکیل لندفرم هستند. با این حال در منطقه مورد مطالعه، به دلیل شرایط خشک و نیمه خشک و کاهش میزان هوادهی و آبشویی، نقش شیب بیشتر از مواد مادری در تشکیل لندفرمها بود. بنابراین، بررسی همزمان نقش مواد مادری و شیب در مناطقی با هوادهی بالا و فرایندهای فعال در تغییر سطوح ژئومرفیک میتواند زمینهای برای تحقیقات گستردهتر در تشکیل لندفرمها ایجاد کند.