ژئودزی
یحیی جمور؛ اصغر میلان؛ لیلی زمانی
چکیده
پیشینه و اهداف: پدیده ی جابجایی سطح زمین، بهویژه فرونشست و تغییرات افقی، یکی از مهمترین تهدیدهای زیست محیطی و عمرانی در بسیاری از مناطق جهان و ایران به شمار میرود. بههمین دلیل پایش و اندازهگیری دقیق آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در سالهای اخیر، استفاده از فناوریهای سنجش از دور مانند تداخلسنجی راداری و ردیابی انحراف ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: پدیده ی جابجایی سطح زمین، بهویژه فرونشست و تغییرات افقی، یکی از مهمترین تهدیدهای زیست محیطی و عمرانی در بسیاری از مناطق جهان و ایران به شمار میرود. بههمین دلیل پایش و اندازهگیری دقیق آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در سالهای اخیر، استفاده از فناوریهای سنجش از دور مانند تداخلسنجی راداری و ردیابی انحراف پیشرفت چشمگیری داشته است. همچنین، تصاویر اپتیکی و دادههای پهپادی نیز امکان بازسازی مدلهای سهبعدی و استخراج تغییرات سطح زمین را فراهم کردهاند. باوجود این، اغلب مطالعات موجود تنها از یکی از این روشها بهره گرفتهاند و کمتر پژوهشی به بررسی تلفیق دادههای راداری و اپتیکی پرداخته است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی جامع میدان جابجایی سطح زمین با استفاده از تلفیق تصاویر راداری و اپتیک است.
روشها: انتخاب روستاهای بلبل، جوکو، تازهکند نصیرپور، بالیقایا و لالهزار واقع در شهرستان مراغه، بهعنوان مناطق مطالعه، این امکان را فراهم میسازد که رفتار جابجایی در بافتهای متفاوت (مسکونی و مسطح) مورد ارزیابی قرار گیرد. در این پژوهش، جابجایی سطح زمین با استفاده از دو رویکرد متفاوت، یعنی اندازهگیری جابجایی عمودی و اندازهگیری جابجایی مسطحاتی ، برای منطقه ی مورد مطالعه بررسی و مقایسه شد. تحلیلها بر اساس میانگین تغییرات در دو نوع بافت زمین، شامل مناطق مسکونی و شهری و مناطق مسطح و هموار انجام گرفت. بهاین منظور از تلفیق سه روش تداخلسنجی، ردیابی انحراف و استفاده از تصاویر اپتیک فتوگرامتری و تکنیک تبدیل سهبعدی مدل تصاویر استفاده شد. در تکنیک تداخلسنجی 7 تصویر راداری با فواصل حدودا 3 ماهه جمعآوری و پردازش شدند. در تکنیک ردیابی انحراف 7 تصویر راداری جمعآوری و پردازش شدند که در مجموع 12 پردازش انجام شد. 4 سری تصویر پهپادی نیز با فواصل زمانی حدودا 4 ماهه از منطقه برداشت و پردازش شد.
یافتهها: در بخش جابجایی عمودی، نتایج نشان داد که بیشترین نشست در روستای لالهزار رخ دادهاست؛ بهطوری که در مناطق مسکونی و شهری بین ۱۳ تا ۱۵ سانتیمتر و در مناطق مسطح و هموار بین ۱۲ تا ۱۴ سانتیمتر کاهش ارتفاع زمین مشاهده شد. این میزان نشست میتواند ناشی از برداشت بیش از حد آبهای زیرزمینی و ویژگیهای زمینشناسی خاص این روستا باشد. در مقابل، کمترین نشست به روستای بالیقایا مربوط است که میزان تغییرات آن در مناطق مسکونی حدود ۲ تا ۳ سانتیمتر و در مناطق مسطح و هموار حدود ۷ سانتیمتر بودهاست. در بخش جابجایی مسطحاتی، بیشترین مقدار مربوط به روستای بلبل بود که در مناطق مسطح و هموار حدود ۵ تا ۶ میلیمتر و در مناطق مسکونی حدود 8/1 تا 1/2 میلیمتر جابجایی افقی ثبت شد. کمترین جابجایی مسطحاتی نیز در روستای بالیقایا با مقادیری کمتر از 5/1 میلیمتر در مناطق مسکونی و حدود ۴ میلیمتر در مناطق سطح و هموار گزارش گردید.
نتیجهگیری: مقایسه ی کلی بین دو روش نشان میدهد که هرچند روند تغییرات در هر دو روش تقریباً یکسان است و هر دو روش روستاهای دارای بیشترین و کمترین جابجایی را بهصورت مشابه شناسایی کردهاند، اما مقادیر عددی در برخی موارد اختلاف دارند. این اختلافها میتواند به دلیل حساسیت متفاوت هر روش به نوع جابجایی (افقی یا عمودی)، شرایط تصویربرداری و الگوریتمهای پردازش باشد. بهطور کلی، استفاده ی ترکیبی از هر دو روش میتواند دید جامعتری از وضعیت جابجایی زمین فراهم کند و دقت تصمیمگیری در مدیریت منابع، پایش فرونشست و برنامهریزی عمرانی را تا حد زیادی بهبود بخشد.