سامانه اطلاعات مکانی
علی اصغر آل شیخ؛ کیمیا خیرخواه؛ فاطمه رضایی؛ علی جعفری؛ مهدی پناهی
چکیده
پیشینه و اهداف: استانهای شمالی ایران (گلستان، مازندران و گیلان) در امتداد دریای خزر قرار گرفتهاند و ترکیب آبوهوای مرطوب، توپوگرافی شیبدار البرز، برداشت بیرویه آب زیرزمینی برای کشاورزی و تغییر سریع کاربری اراضی موجب میشود این منطقه بهطور همزمان در معرض سیل، زمینلغزش و فرونشست زمین قرار گیرد. با وجود این همزمانی، بیشتر ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: استانهای شمالی ایران (گلستان، مازندران و گیلان) در امتداد دریای خزر قرار گرفتهاند و ترکیب آبوهوای مرطوب، توپوگرافی شیبدار البرز، برداشت بیرویه آب زیرزمینی برای کشاورزی و تغییر سریع کاربری اراضی موجب میشود این منطقه بهطور همزمان در معرض سیل، زمینلغزش و فرونشست زمین قرار گیرد. با وجود این همزمانی، بیشتر مطالعات پیشین هر یک از مخاطرات را بهصورت مجزا بررسی کردهاند و بینش محدودی درباره مکانهای همپوشانی فضایی این تهدیدها و چگونگی مدیریت مشترک آنها در مقیاس منطقهای ارائه کردهاند. مدلهای حساسیت موجود اغلب بر الگوریتمهای یادگیری ماشین منفرد و بدون تنظیم سیستماتیک فراپارامترها متکی هستند و خروجیهای آنها بهعنوان جعبهسیاه در نظر گرفته میشود، که این موضوع کاربرد آنها را در تصمیمگیری مبتنی بر شواهد محدود کرده و اعتماد ذینفعان را تضعیف میکند. هدف این پژوهش، توسعه یک چارچوب بهینهسازیشده و تفسیرپذیر برای تهیه نقشههای حساسیت توأمان هر سه مخاطره در این منطقه و پشتیبانی از برنامهریزی یکپارچه ریسک و سیاستگذاری آگاهانه کاربری اراضی است.روشها: یک مدل ترکیبی شامل رگرسیون بردار پشتیبان به همراه الگوریتم بهینهسازی گرگ خاکستری با جهش دومرحلهای (SVR-TMGWO) بهصورت جداگانه برای هر مخاطره ساخته شد. اطلاعات رخدادهای سیل و زمینلغزش طی یک دوره بیستساله (۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰) از سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی ایران و سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور گردآوری شد، و موقعیت نقاط فرونشست از تحلیلهای تداخلسنجی راداری Sentinel-1 استخراج گردید. نقاط عدم رخداد بهصورت رندوم در خارج از بافر ۲۰۰۰ متری اطراف رخدادهای ثبتشده و با نسبت ۱:۱ تولید شدند تا توازن دستهای حفظ شود، و سپس دادهها در درون خوشههای K-means (که مقدار بهینه K از طریق تحلیلهای Gap و Silhouette تعیین شد) به نسبت ۷۰٪ آموزش و ۳۰٪ آزمون تقسیم گردیدند تا توزیع دادهها در فضای ویژگی بین دو زیرمجموعه متوازن باقی بماند. هجده عامل مؤثر شامل متغیرهای توپوگرافی، هیدرولوژیکی، محیطی، انسانساخت و ویژگیهای فیزیکی خاک برای هر پیکسل آمادهسازی شد. الگوریتم TMGWO سه فراپارامتر مدل SVR ( یعنی C، ε و γ) را بهصورت همزمان برای هر مخاطره تنظیم کرد و پیکربندیهای متمایزی متناسب با فیزیک هر فرآیند بهدست داد. دقت مدل با استفاده از شاخصهای AUC-ROC، RMSE، R² و R² تعدیلشده روی دادههای آزمون مستقل ارزیابی شد. بهمنظور غلبه بر محدودیت جعبهسیاه بودن یادگیری ماشین، مقادیر شپلی (SHAP) در دو سطح جهانی و محلی محاسبه شد تا سهم هر عامل مؤثر در پیشبینی، هم در سطح منطقهای و هم در موقعیتهای منفرد، آشکار گردد. در پایان، سه نقشه حساسیت تکمخاطرهای در قالب یک نقشه چندمخاطرهای هشتطبقهای تلفیق شدند که پهنههای با همپوشانی یگانه، دوگانه و سهگانه را مشخص میکند.یافتهها: الگوریتم TMGWO بهطور پیوسته مقدار AUC-ROC را در مرحله آزمون نسبت به مدل پایه SVR بهبود بخشید و به ۸۴۰۴/۰ برای سیل، ۹۳۲۹/۰ برای زمینلغزش و ۹۶۴۲/۰ برای فرونشست رسید، و در عین حال فاصله میان مرحله آموزش و آزمون را کاهش داد که نشاندهنده کنترل بیشبرازش در مقایسه با مدل پایه بهینهنشده است. تحلیل SHAP ارتفاع را بهعنوان عامل غالب در هر سه مخاطره شناسایی کرد، اما عوامل ثانویه متفاوتی برای هر فرآیند آشکار ساخت. نقشه چندمخاطرهای نشان داد که پهنههای با همپوشانی سهگانه از نظر فضایی محدود و در نواحی انتقالی میان کوهستان و دشت متمرکز هستند.نتیجهگیری: چارچوب پیشنهادی SVR-TMGWO در ترکیب با تفسیرپذیری مبتنی بر SHAP، نقشههای حساسیت فضایی صریح و از نظر فیزیکی معنادار را برای سه مخاطره همزمان در شمال ایران تولید کرد. نقشه چندمخاطرهای هشتطبقهای حاصل، مناطق اولویتدار را برای برنامهریزی یکپارچه کاربری اراضی، حفاظت از زیرساختها و اولویتبندی هشدار اولیه مشخص میکند، در حالی که خروجیهای SHAP استدلال مدل را برای ذینفعان غیرمتخصص شفاف میسازد. در پژوهشهای آتی، گنجاندن پویاییهای زمانی از طریق تحلیلهای چندزمانه InSAR و سناریوهای اقلیمی، مقایسه با گزینههای یادگیری عمیق مانند شبکههای عصبی پیچشی، و گسترش چارچوب به ارزیابی کامل ریسک از طریق در نظر گرفتن مؤلفههای در معرضقرارگرفتگی و آسیبپذیری توصیه میشود.
سامانه اطلاعات مکانی
علی رضایی؛ محمد قاسمی؛ سیدمحمد تفرشی
چکیده
پیشینه و اهداف: تحول دیجیتال در نظام بانکی و گسترش بانکداری الکترونیکی، حجم گستردهای از دادههای تراکنشی، مکانی و اقتصادی-اجتماعی را تولید کرده است که میتوانند بهعنوان منبعی ارزشمند برای تحلیل رفتار مشتریان، پیشبینی تقاضای خدمات و پشتیبانی از تصمیمگیریهای راهبردی مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، بهرهگیری نظاممند ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تحول دیجیتال در نظام بانکی و گسترش بانکداری الکترونیکی، حجم گستردهای از دادههای تراکنشی، مکانی و اقتصادی-اجتماعی را تولید کرده است که میتوانند بهعنوان منبعی ارزشمند برای تحلیل رفتار مشتریان، پیشبینی تقاضای خدمات و پشتیبانی از تصمیمگیریهای راهبردی مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، بهرهگیری نظاممند از این دادهها در برنامهریزی مکانی خدمات بانکی، مکانیابی شعب و تخصیص بهینه منابع در بسیاری از بانکها همچنان محدود است. از سوی دیگر، توزیع تقاضای خدمات بانکی ماهیتی فضایی داشته و تحت تأثیر عوامل جمعیتی، اقتصادی و مکانی قرار میگیرد؛ ازاینرو، تحلیل این الگوها نیازمند رویکردهایی است که بتوانند اطلاعات مکانی را در کنار دادههای تراکنشی و رفتاری پردازش کنند. هدف پژوهش حاضر، توسعه و ارزیابی یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر تحلیل مکانی، یادگیری ماشین و روشهای تبیینپذیر بهمنظور پیشبینی تقاضای خدمات بانکی و پشتیبانی از تصمیمگیریهای مرتبط با توسعه و بهینهسازی شبکه شعب است.
روشها: پژوهش حاضر بهصورت مطالعه موردی بر دادههای مشتریان و شعب بانک سپه در استان مرکزی طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ انجام شد. استان مرکزی به دلیل برخورداری از ساختار متنوع شهری، صنعتی، روستایی و خدماتی بهعنوان منطقه مطالعه انتخاب گردید. چارچوب پیشنهادی شامل مراحل گردآوری و یکپارچهسازی دادهها، پیشپردازش و مهندسی ویژگیها، تحلیل و خوشهبندی مکانی تقاضا، مدلسازی پیشبینانه و تبیین نتایج است. در بخش تحلیل فضایی از شاخص مورانآی (Moran’s I)، تحلیل نقاط داغ، خوشهبندی DBSCAN و شاخصهای خودهمبستگی محلی استفاده شد. در بخش پیشبینی، عملکرد الگوریتمهای Random Forest، XGBoost، LSTM و شبکه عصبی گراف مکانی-زمانی (ST-GNN) برای پیشبینی تعداد مراجعات ماهانه مشتریان ارزیابی گردید. همچنین بهمنظور تفسیر نتایج و شناسایی عوامل مؤثر بر تقاضا، از روش SHAP و تحلیل اهمیت متغیرها بهره گرفته شد.
یافتهها: نتایج تحلیل فضایی نشان داد که تقاضای خدمات بانکی دارای ساختار فضایی معنادار بوده و مقدار شاخص مورانآی برابر با 0.71 وجود خودهمبستگی مکانی قوی و تمرکز فضایی تقاضا را تأیید میکند. تحلیل خوشههای مکانی نیز تمرکز تقاضا را در برخی شهرستانهای استان نشان داد. نتایج مدلسازی بیانگر آن بود که مدلهای مبتنی بر درخت بهترین عملکرد را در پیشبینی تعداد مراجعات ماهانه مشتریان ارائه میکنند؛ بهگونهای که مدل Random Forest با ضریب تعیین (R²) برابر با 0.95 و مدل XGBoost با مقدار 0.94 دقیقترین نتایج را تولید کردند. در مقابل، مدل ST-GNN با وجود توانایی مدلسازی روابط مکانی، عملکرد ضعیفتری (R²≈0.51) نشان داد که میتواند ناشی از محدودیت طول سری زمانی و کمبود دادههای زمانی پیوسته باشد. نتایج تحلیلهای تبیینپذیر نیز نشان داد که ویژگیهای مکانی، اقتصادی–اجتماعی و تراکنشی نقش تعیینکنندهای در شکلگیری الگوهای تقاضای خدمات بانکی دارند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که ادغام تحلیل مکانی، یادگیری ماشین و روشهای تبیینپذیر میتواند چارچوبی مؤثر برای توسعه سامانههای تصمیمیار در بانکداری هوشمند فراهم کند. چارچوب پیشنهادی علاوه بر بهبود دقت پیشبینی تقاضای خدمات بانکی، امکان شناسایی الگوهای فضایی تقاضا و پشتیبانی از تصمیمات مرتبط با توسعه خدمات دیجیتال، مکانیابی شعب و تخصیص بهینه منابع را فراهم میسازد. محدودیت اصلی پژوهش، کوتاه بودن دوره زمانی دادهها و نبود سریهای زمانی بلندمدت بود که امکان ارزیابی کامل مدلهای زمانی را محدود کرد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده از دادههای زمانی بلندمدت، دادههای بلادرنگ و مدلهای پیشرفته مکانی–زمانی برای توسعه سامانههای تصمیمیار بانکداری هوشمند استفاده شود.
سامانه اطلاعات مکانی
مژده مینائی؛ حسین آقامحمدی؛ محمدحسن وحیدنیا؛ امین رضا نشاط؛ سعید بهزادی
چکیده
پیشینه و اهداف: منابع آب زیرزمینی یکی از مهمترین منابع تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعتی در مناطق خشک و نیمهخشک به شمار میروند. در سالهای اخیر، افزایش جمعیت، گسترش فعالیتهای کشاورزی و صنعتی، توسعه شهرنشینی و محدودیت منابع آب سطحی موجب افزایش وابستگی به منابع آب زیرزمینی در بسیاری از مناطق ایران شده است. در این میان، افت کیفیت آب ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: منابع آب زیرزمینی یکی از مهمترین منابع تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعتی در مناطق خشک و نیمهخشک به شمار میروند. در سالهای اخیر، افزایش جمعیت، گسترش فعالیتهای کشاورزی و صنعتی، توسعه شهرنشینی و محدودیت منابع آب سطحی موجب افزایش وابستگی به منابع آب زیرزمینی در بسیاری از مناطق ایران شده است. در این میان، افت کیفیت آب زیرزمینی به دلیل ورود آلایندههای مختلف، بهویژه یونهای محلول نظیر سدیم، سولفات و کل مواد جامد محلول (TDS)، به یکی از مهمترین چالشهای مدیریت منابع آب تبدیل شده است. افزایش غلظت این پارامترها میتواند کیفیت آب را برای مصارف شرب و کشاورزی کاهش داده و آثار نامطلوبی بر محیطزیست و سلامت جوامع انسانی برجای گذارد. از سوی دیگر، روابط بین پارامترهای کیفی آب زیرزمینی ماهیتی پیچیده، غیرخطی و متأثر از عوامل متعدد طبیعی و انسانی دارند که مدلسازی آنها را دشوار میسازد. در چنین شرایطی، استفاده از روشهای هوشمند میتواند به درک بهتر این روابط کمک کند. هدف این پژوهش، مدلسازی و تحلیل روابط بین آلایندههای اصلی آب زیرزمینی در استان مرکزی با استفاده از سیستم استنتاج فازی–عصبی تطبیقی (ANFIS) و ارزیابی توانایی این روش در پیشبینی و تحلیل تغییرات زمانی کیفیت آب زیرزمینی است..
روشها: در این مطالعه، دادههای کیفی آب زیرزمینی شامل پارامترهای سدیم، سولفات و کل مواد جامد محلول (TDS) برای سه دوره زمانی ۱۳۹۶، ۱۳۹۹ و ۱۴۰۲ از چاههای پایش استان مرکزی جمعآوری و مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله نخست، دادهها از نظر صحت و کیفیت مورد ارزیابی قرار گرفته و عملیات پیشپردازش شامل حذف دادههای پرت و آمادهسازی دادهها برای ورود به مدل انجام شد. سپس بهمنظور شبیهسازی روابط غیرخطی بین پارامترهای کیفی، از سیستم استنتاج فازی–عصبی تطبیقی (ANFIS) در محیط نرمافزار MATLAB استفاده شد. برای افزایش دقت مدل، ساختارهای مختلف ANFIS شامل روشهای Grid، FCM و Subtractive در کنار الگوریتمهای بهینهسازی هیبرید و پسانتشار خطا مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین 20 درصد دادهها برای آموزش مدل و 80 درصد برای آزمون و ارزیابی عملکرد آن در نظر گرفته شد. عملکرد مدلها با استفاده از شاخصهای آماری ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین قدر مطلق خطا (MAE) و ضریب تعیین (R²) ارزیابی گردید.
یافتهها: نتایج مدلسازی نشان داد که سیستم ANFIS توانایی بالایی در شناسایی و بازتولید روابط پیچیده و غیرخطی بین پارامترهای کیفی آب زیرزمینی دارد. مقادیر بهدستآمده برای شاخصهای RMSE و MAE در بسیاری از مدلها نسبتاً پایین بوده و ضرایب تعیین مثبت و قابل قبول، بیانگر دقت مناسب مدل در پیشبینی پارامترهای مورد مطالعه هستند. نتایج همچنین نشان داد که عملکرد مدلها در دورههای زمانی مختلف متفاوت بوده و به نوع ساختار فازی و الگوریتم بهینهسازی مورد استفاده وابسته است. در اغلب موارد، مدلهای مبتنی بر روش Grid همراه با بهینهسازی هیبرید عملکرد مطلوبتری از نظر تعادل بین خطای پیشبینی و توان توضیح واریانس دادهها ارائه کردند. با این حال، در برخی دورهها، بهویژه سال ۱۴۰۲، کاهش دقت برخی مدلها و مشاهده ضرایب تعیین پایین یا منفی نشاندهنده افزایش پیچیدگی الگوهای کیفی آب زیرزمینی و دشواری پیشبینی آنها بوده است.
نتیجهگیری: بهطور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که روش ANFIS ابزاری کارآمد و قابل اعتماد برای مدلسازی پارامترهای کیفی آب زیرزمینی و تحلیل روابط میان آنها است. این روش با بهرهگیری از قابلیتهای یادگیری شبکههای عصبی و توان استدلال منطق فازی، قادر است الگوهای پیچیده حاکم بر کیفیت آب زیرزمینی را با دقت مناسبی شبیهسازی کند. نتایج همچنین نشان داد که انتخاب ساختار مناسب سیستم فازی و روش بهینهسازی تأثیر قابل توجهی بر عملکرد مدل دارد. با توجه به اهمیت منابع آب زیرزمینی در تأمین آب شرب و کشاورزی استان مرکزی، استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر ANFIS میتواند به بهبود فرآیندهای پایش، شناسایی مناطق بحرانی، پیشبینی روند تغییرات کیفیت آب و اتخاذ تصمیمات مدیریتی مؤثر کمک کند. همچنین بهکارگیری رویکردهای مشابه در سایر مناطق کشور میتواند نقش مهمی در حفاظت از منابع آب زیرزمینی، ارتقای مدیریت پایدار منابع آب و تضمین پایداری زیستمحیطی ایفا نماید.
سامانه اطلاعات مکانی
جواد صابریان؛ آرمین پوربیک؛ سیدمحمد سینا سیدمحسنی
چکیده
پیشینه و اهداف: در دنیای مدرن، صنعت بانکداری به طور مداوم در حال توسعه راهکارهایی برای ارائه خدمات سریعتر، آسانتر و هوشمندانهتر به مشتریان است. با دیجیتالی شدن نزدیک به ۸۰ درصد خدمات بانکی، انتظارات مشتریان برای تجربههای شخصیسازی شده افزایش یافته است. در این میان، سیستمهای اطلاعات مکانی به ابزاری کارآمد برای تحلیلهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در دنیای مدرن، صنعت بانکداری به طور مداوم در حال توسعه راهکارهایی برای ارائه خدمات سریعتر، آسانتر و هوشمندانهتر به مشتریان است. با دیجیتالی شدن نزدیک به ۸۰ درصد خدمات بانکی، انتظارات مشتریان برای تجربههای شخصیسازی شده افزایش یافته است. در این میان، سیستمهای اطلاعات مکانی به ابزاری کارآمد برای تحلیلهای مبتنی بر مکان و بهینهسازی تصمیمگیریها بدل شدهاند. مطالعات پیشین نشان است کهGIS میتواند در انتخاب مکان شعب جدید، ارزیابی سهم بازار و مسیریابی بهینه نقشی حیاتی ایفا کند. با این حال جای خالی یک ابزار یکپارچه که به مشتریان اجازه دهد تا بر اساس اولویتهای فردی خود بهترین شعبه را انتخاب کنند همچنان احساس میشود. اتلاف وقت و سردرگمی مشتریان برای یافتن شعبهای که خدمات مورد نظرشان را ارائه میدهد، یکی از چالشهای خدمات حضوری است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی و توسعه یک سامانه اطلاعات مکانی تحتوب(WebGIS) هوشمند و کاربرمحور برای انتخاب بهینه شعب بانکی است. این سامانه با تلفیق وب، GIS و الگوریتمهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) بهدنبال تسهیل فرآیند انتخاب شعبه برای مشتریان است. اهداف مشخص این تحقیق شامل ایجاد یک پلتفرم تعاملی برای جستوجو و نمایش اطلاعات شعب، پیادهسازی قابلیت مسیریابی بهینه با در نظر گرفتن محدودیتهای ترافیکی و مهمتر از همه، فراهم کردن امکانی برای رتبهبندی شعب بر اساس معیارهای شخصیسازی شده توسط کاربر است تا هوشمندانهترین انتخاب در کمترین زمان ممکن رخ دهد.روشها: در این تحقیق، از یک رویکرد چندمرحلهای برای توسعه سامانه استفاده شد. ابتدا پایگاه داده اطلاعات مکانی در محیط ArcGIS Desktopو با سیستم مختصات UTM ایجاد گردید. دادههای مربوط به شعب بانک دی، شامل اطلاعات مکانی و توصیفی (نام، آدرس، کد، نوع خدمات)، در این پایگاه داده ذخیره شد. برای مدیریت بهینه و امکان دسترسی همزمان کاربران، از Enterprise Geodatabase بر روی بستر Microsoft SQL Server استفاده شد. در مرحله بعد سرویسهای نقشه مورد نیاز، از جمله لایه شعب و تحلیل شبکه برای مسیریابی، از طریق ArcGIS for Server منتشر شدند. بخش سمت کاربر سامانه با بهرهگیری از ArcGIS JavaScript APIتوسعه داده شد که امکانات تعاملی مانند جستجو، نمایش اطلاعات، فیلتر کردن و مسیریابی را فراهم میکند. برای پیادهسازی بخش انتخاب هوشمند بانک، از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) به عنوان یکی از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره استفاده شد. معیارهای تصمیمگیری شامل VIP بودن شعبه، وجود صندوق امانات، دارا بودن باجه ارزی و برخورداری از خدمات بیمه انتخاب شدند. کاربران میتوانند از طریق یک رابط کاربری، این معیارها را به صورت زوجی مقایسه کرده و میزان ارجحیت هرکدام را مشخص کنند. سپس سامانه با استفاده از این مقایسات زوجی، ماتریس مقایسه را تشکیل داده، آن را نرمالسازی کرده و وزن نهایی هر معیار را محاسبه میکند. این وزنها در نهایت برای محاسبه امتیاز و رتبهبندی نهایی هر شعبه بانک به کار گرفته میشوند.یافتهها: نتیجه این پژوهش، یک سامانه WebGIS کاملاً عملیاتی است که با موفقیت بر روی مرورگرهای وب در پلتفرمهای مختلف قابل اجرا است. پیادهسازی موفق الگوریتم AHP بزرگترین یافته این پژوهش است. سامانه پس از دریافت اولویتها، تمامی شعب را بر اساس آن رتبهبندی کرده و در آخر مناسبترین گزینهها را به کاربر پیشنهاد میدهد. علاوه بر این قابلیت مسیریابی از مکان فعلی کاربر به شعبه منتخب، با در نظر گرفتن لایه محدوده طرح ترافیک به عنوان مانع احتمالی، در سامانه تعبیه شده است و بهترین مسیر به صورت یک پلیلاین بر روی نقشه ترسیم میشود. کاربران از طریق این سامانه قادر هستند تا تمامی شعب بانک را بر روی نقشه مشاهده کرده و با کلیک بر روی هر شعبه، به جزئیات کامل آن دسترسی پیدا کنند.نتیجهگیری: این تحقیق نشان داد که ادغام فناوری WebGIS با الگوریتمهای تصمیمگیری چندمعیاره مانند AHP، راهکاری بسیار مؤثر برای حل چالشهای انتخاب بهینه خدمات بانکی در دنیای واقعی است. سامانه توسعهیافته با فراهم کردن بستری مناسب و هوشمند قادر است به طور قابل توجهی از اتلاف وقت و سردرگمی مشتریان بکاهد و به آنها کمک میکند تا انتخابی آگاهانه و کاملاً منطبق بر نیازهای شخصی خود داشته باشند. این فرآیند انتخاب هوشمند، تجربه مشتری از خدمات حضوری بانکی را بهبود بخشیده و میتواند گامی بزرگ در جهت افزایش رضایت و وفاداری مشتریان باشد. این پژوهش ثابت کرد که سرمایهگذاری در سیستمهای مکانمحور و هوشمند، نه تنها برای مشتریان، بلکه برای سازمانها نیز در جهت بهینهسازی خدمات و درک بهتر الگوهای تقاضا، ارزشآفرین است.
سامانه اطلاعات مکانی
حسین باز علی پور؛ غلامرضا فلاحی
چکیده
پیشینه و اهداف: دادههای مکانی بهعنوان یکی از ارکان اساسی نظامهای اطلاعاتی شهری، نقشی تعیینکننده در فرآیندهای تحلیل، برنامهریزی، تصمیمسازی و ارزیابی سیاستهای شهری ایفا میکنند. در دهههای اخیر، با رشد شتابان شهرنشینی، ظهور شهرهای هوشمند و گسترش سامانههای حسگر و اینترنت اشیا، حجم و تنوع دادههای مکانی بهصورت تصاعدی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: دادههای مکانی بهعنوان یکی از ارکان اساسی نظامهای اطلاعاتی شهری، نقشی تعیینکننده در فرآیندهای تحلیل، برنامهریزی، تصمیمسازی و ارزیابی سیاستهای شهری ایفا میکنند. در دهههای اخیر، با رشد شتابان شهرنشینی، ظهور شهرهای هوشمند و گسترش سامانههای حسگر و اینترنت اشیا، حجم و تنوع دادههای مکانی بهصورت تصاعدی افزایش یافته است. این دادهها از منابع متعددی نظیر سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تصاویر ماهوارهای، دادههای سنجش از دور، سامانههای حملونقل هوشمند، و دادههای تولیدشده توسط شهروندان جمعآوری میشوند. در نتیجه، مدیریت مؤثر این دادهها به یکی از چالشهای اساسی مدیریت شهری معاصر تبدیل شده است. نبود زیرساختهای استاندارد و یکپارچه موجب ناهماهنگی میان نهادهای اجرایی، تکرار دادهها، و کاهش دقت تصمیمگیریهای مبتنی بر داده میشود.روشها: در پاسخ به این نیاز، این پژوهش چارچوبی نوین مبتنی بر معماری سرویسگرا (Service-Oriented Architecture - SOA) را برای ایجاد زیرساخت دادههای مکانی شهری پیشنهاد میکند. معماری سرویسگرا با اصولی همچون استقلال سرویسها، استفاده مجدد، ترکیبپذیری و تعاملپذیری، بستر مناسبی برای توسعه سامانههای توزیعشده و انعطافپذیر فراهم میآورد. این پژوهش همچنین با بهرهگیری از استانداردهای بینالمللی OGC شامل WMS، WFS و WPS، چارچوبی فنی برای تبادل، پردازش و نمایش دادههای مکانی در محیطهای ناهمگون ایجاد کرده است. استفاده از این استانداردها موجب میشود تا سامانههای مختلف شهری، بدون وابستگی به فناوری یا زبان برنامهنویسی خاص، بتوانند بهصورت هماهنگ و پویا با یکدیگر تعامل داشته باشند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که چارچوب پیشنهادی شامل سه لایه اصلی است: لایه سرویسهای داده مکانی برای ذخیره، مدیریت و دسترسی به دادههای توزیعشده؛ لایه سرویسهای پردازشی برای تحلیل، تلفیق و استخراج الگوهای مکانی در سطوح مختلف تصمیمگیری؛ و لایه مدیریت تعامل برای یکپارچهسازی سرویسها، کنترل جریان داده و تضمین کیفیت خدمات در محیطهای ناهمگون. این ساختار سهلایه با هدف افزایش مقیاسپذیری، کاهش وابستگی میان مؤلفهها و بهبود تعامل میان سامانههای شهری طراحی شده است. در این پژوهش، یک نمونه موردی (Case Study) در محیط واقعی مدیریت شهری پیادهسازی گردید تا کارایی، پایداری و قابلیت اطمینان چارچوب پیشنهادی از منظر زمان پاسخگویی، حجم پردازش و هماهنگی میان سرویسها بهصورت تجربی ارزیابی شود.نتیجهگیری: نتایج نشان داد که پیادهسازی چارچوب تلفیقی SOA-OGC سبب کاهش میانگین زمان پاسخدهی تا ۳۰٪، افزایش مقیاسپذیری سامانه در مواجهه با دادههای حجیم، و تسهیل نگهداری و توسعه سرویسها شده است. همچنین، سطح تعاملپذیری میان سامانههای شهری در حوزههای مختلف نظیر حملونقل، محیط زیست و خدمات عمومی بهطور معناداری افزایش یافته است. از سوی دیگر، چالشهایی همچون تضمین امنیت دادههای حساس، مدیریت سطح دسترسی کاربران، حفظ پایداری سامانه در شرایط بار سنگین شبکه، و تضمین کیفیت سرویسها (QoS) از جمله موضوعات کلیدی هستند که نیازمند بررسیهای بیشتر میباشند.در جمعبندی، نتایج پژوهش نشان میدهد که بهرهگیری از معماری سرویسگرا در کنار استانداردهای OGC میتواند زیربنایی مؤثر برای توسعه زیرساخت دادههای مکانی در مدیریت شهری فراهم آورد. این چارچوب ضمن ارتقای تصمیمگیریهای مبتنی بر داده، مسیر را برای تحقق شهر هوشمند، مدیریت پایدار منابع و بهبود کیفیت زندگی شهروندان هموار میسازد. برای پژوهشهای آینده پیشنهاد میشود که فناوریهای ابری (Cloud GIS)، پردازش کلاندادههای مکانی (Big Spatial Data) و هوش مصنوعی در تحلیل دادههای مکانی در قالب این معماری ادغام شوند تا کارایی و امنیت سامانههای شهری به سطح بالاتری ارتقا یابد.
سامانه اطلاعات مکانی
علی اصغر آل شیخ؛ امیر پروینی
چکیده
اهداف: مدیریت بهینه زنجیره تأمین بشردوستانه و توزیع اقلام امدادی پس از بلایای طبیعی از چالشهای مهم در حوزه مدیریت بحران است. باوجود اهمیت تخصیص بهینه مراکز توزیع محلی در شرایط پس از بحران، ازجمله زلزله، بسیاری از ابزارهای تصمیمگیری موجود فاقد قابلیتهای مکانی، انعطافپذیری در سناریوسازی و سهولت دسترسی هستند. این مقاله باهدف ...
بیشتر
اهداف: مدیریت بهینه زنجیره تأمین بشردوستانه و توزیع اقلام امدادی پس از بلایای طبیعی از چالشهای مهم در حوزه مدیریت بحران است. باوجود اهمیت تخصیص بهینه مراکز توزیع محلی در شرایط پس از بحران، ازجمله زلزله، بسیاری از ابزارهای تصمیمگیری موجود فاقد قابلیتهای مکانی، انعطافپذیری در سناریوسازی و سهولت دسترسی هستند. این مقاله باهدف پر کردن خلأ موجود در مطالعات پیشین، سامانهای مبتنی بر وب طراحی کرده است که با بهرهگیری از قابلیتهای سیستم اطلاعات مکانی (GIS) و الگوریتمهای فرا ابتکاری، امکان تخصیص بهینه مراکز توزیع و مدیریت اقلام امدادی را فراهم میآورد.روش: در این مطالعه، یک سامانه هوشمند پشتیبانی تصمیمگیری مکانی مبتنی بر وب توسعه دادهشده است که به تصمیمگیرندگان کمک میکند تا مراکز توزیع کمکهای امدادی را بهصورت کارآمدتری در سناریوهای مختلف پس از بحران تخصیص دهند. این سامانه از سه بخش اصلی شامل پایگاه داده، موتور تصمیمگیری و رابط کاربری تحت وب تشکیلشده و امکان اجرای کامل آن در مرورگر، بدون نیاز به نصب نرمافزار اضافی، فراهمشده است. همچنین از ترکیب الگوریتمهای ژنتیک و جستجوی ممنوعه برای بهینهسازی تخصیص منابع و توزیع اقلام امدادی در این سامانه استفادهشده است. در این سامانه کاربران میتوانند دادههای ورودی را ویرایش کرده، سناریوهای مختلف را تعریف کرده و نتایج را بهصورت بصری بر روی نقشه مشاهده کنند. در این سامانه، عدم قطعیتهای رایج پس از وقوع بلایای طبیعی، ازجمله نرخهای متفاوت جمعیت آسیبدیده و همچنین پنج دوره زمانی برنامهریزی مختلف در بازه ۸ تا ۷۲ ساعت (۸، ۱۶، ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت) در نظر گرفتهشدهاند. انعطافپذیری بالای سامانه در تعریف و تحلیل سناریوهای متنوع، آن را به ابزاری مؤثر برای بهبود تصمیمگیری در برنامهریزی عملیات توزیع کمکهای امدادی تبدیل میکند.یافتهها: نتایج نشان میدهد که الگوریتم ترکیبی پیشنهادی توانسته است تخصیص بهینه مراکز توزیع اقلام را بهبود بخشد و میزان تقاضای برآورده نشده را کاهش دهد. هرچند، بسته به تعداد تکرار الگوریتم در سناریوهای مختلف و تغییر پارامترهای ورودی، نتایج گاهی ناپایدارند که میتوانند در مطالعات آتی موردبررسی و تحلیل دقیقتری قرار گیرند.نتیجهگیری: این مطالعه سامانهای جامع و مبتنی بر وب برای پشتیبانی تصمیمگیری در مدیریت بهینه توزیع اقلام امدادی ارائه داده است که میتواند کارایی عملیات بحران را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. استفاده ترکیبی از الگوریتمهای فرا ابتکاری و دادههای مکانی در این سامانه، امکان پاسخگویی سریع و تصمیمگیری دقیق را فراهم میسازد. توسعه و بهبودهای آتی این سامانه میتواند شامل پشتیبانی از انواع مختلف اقلام و شرایط بحرانی متنوع باشد تا نقش مؤثرتری در کاهش خسارات انسانی و مالی ایفا کند.
سامانه اطلاعات مکانی
محمد علی ممتازی؛ سعید صادقیان؛ علیرضا وفایی نژاد
چکیده
پیشینه و اهداف: هر چه ارزش املاک و اراضی بیشتر شود افراد تلاش می کنند تا محدوده ملک خود را با دقت بیشتری مشخص کنند تا جلوی کوچکترین ضررها را بگیرند. جهت افزایش دقت محدوده املاک نمیتوان به موقعیت مسطحاتی اکتفا نمود و از سوی دیگر سیستم های نوین کاداستر در مدیریت شهری و تأمین نیازهای کاربران مختلف لزوم ثبت تغییرات فضاهای شهری ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: هر چه ارزش املاک و اراضی بیشتر شود افراد تلاش می کنند تا محدوده ملک خود را با دقت بیشتری مشخص کنند تا جلوی کوچکترین ضررها را بگیرند. جهت افزایش دقت محدوده املاک نمیتوان به موقعیت مسطحاتی اکتفا نمود و از سوی دیگر سیستم های نوین کاداستر در مدیریت شهری و تأمین نیازهای کاربران مختلف لزوم ثبت تغییرات فضاهای شهری و به کار گیری مدل های سه بعدی زمانمند را ایجاب می کند. امروزه جهت ارائه یک مدل برای مدیریت املاک و اراضی در شهرها می بایست بعد سوم یعنی ارتفاع و بعد چهارم یعنی زمان را نیز در نظر گرفت.روشها: تلفیقی از دو روش : بر اساس هدف به صورت کاربردی بر اساس نتابج تحقیقات پیشین در این زمینه و بر اساس روش جمعآوری داده بهصورت آزمایشی با رویکرد علم سنجییافتهها: مدلسازی سه بعدی در کاداستر باید در بستر زمان ایجاد شود تا تمامی جنبه های مدیریت زمین را در یک کشور بر اساس گذر زمان، مورد توجه قرار دهد. در حال حاضر این مدلسازی سه بعدی زمانمند را با عنوان کاداستر چهار بعدی می شناسند. به طور کلی کاربردهایی از انجام این پژوهش متصور است بیشتر شامل استفاده صحیح از مدیریت زمین و کاداستر همچنین به کارگیری ارتفاع 3D cadastre و زمان 4D cadastre، رشد ساخت و ساز از جنبه های مختلف شده و نیاز به اجرای کاداستر که در بعد سوم (ارتفاع) و چهارم (زمان) وجود دارد، افزایش پیچیدگی و انعطاف پذیری کاربری مدرن مستلزم آن است که کاداسترها باید اطلاعات مربوط به بعد سوم و زمانی (چهارم) را مدیریت کنند. به منظور طراحی کاداستر چهار بعدی توجه به مواردی از قبیل هزینه، زمان و تجهیزات در دسترس بسیار ضروری و مهم است. آمایش سرزمین، تعیین محدوده املاک، توسعه تأسیسات زیربنایی مانند شبکه های آب و فاضلاب، برق و گاز، مدیریت بر روی فضاهای سبز شهری و تغییر کاربری این زمینها همچنین در میراث فرهنگی و بازسازی بناهای قدیمی کاربرد دارد. جلوگیری از پدیده زمینخواری در کنار جعل اسناد و یا سرقت و تصرفات غیر قانونی نیز از دیگر کاربردهای حاصل شده است.نتیجهگیری: این مطالعه یک چارچوب کلی برای نحوه اعمال اطلاعات زمانی در مدل پیشنهاد میکند که با ادغام اطلاعات کاداستر با LADM روی اشیاء قانونی و CityGML روی اشیاء فیزیکی ایجاد میشود. الزامات اصلی برای ایجاد یک مدل کاداستر 4 بعدی برای ایران با دیدگاه های قانونی و فیزیکی از اشیاء کاداستر موجود ارائه شده است. این مطالعه با استفاده از داده های واقعی در یک مطالعه موردی مورد آزمایش قرار گرفت. بنابراین، این مدلسازی دادههای کاداستر، و مراحل مدیریت و ارائه خدمات، بهصورت جداگانه در محدوده تحقیق مورد بررسی قرار گرفتهاند و شبیه به کتابچه راهنمای ایجاد شده برای کاربران مختلف است. تفاوت مطالعه ما با سایر مطالعات دیگر در این زمینه این است که کلیه مراحل پردازش (تجزیه و تحلیل، مدلسازی، ذخیرهسازی، تبدیل و سرویس داده ها، تجسم) انجام شده برای مطالعات کاداستر سه بعدی توضیح داده شده است و از نرم افزار منبع باز در محدوده استفاده شده است.
سامانه اطلاعات مکانی
نیلوفر اخلاقی؛ اصغر میلان؛ علیرضا وفائینژاد
چکیده
پیشینه و اهداف: در سالهای اخیر، باتوجهبه توسعه شهرنشینی و ساخت آپارتمان و ساختمانهای پیچیده، اهمیت و ضرورت وجود دادههای سهبعدی بهخصوص در بخش اطلاعات املاک بیشتر موردتوجه قرار گرفته است. مدل اطلاعات ساختمان (Building Information Modeling) فناوری جدیدی در صنعت ساختوساز است که برای ایجاد، مدیریت و بهاشتراکگذاری مدل رقومی ساختمان، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در سالهای اخیر، باتوجهبه توسعه شهرنشینی و ساخت آپارتمان و ساختمانهای پیچیده، اهمیت و ضرورت وجود دادههای سهبعدی بهخصوص در بخش اطلاعات املاک بیشتر موردتوجه قرار گرفته است. مدل اطلاعات ساختمان (Building Information Modeling) فناوری جدیدی در صنعت ساختوساز است که برای ایجاد، مدیریت و بهاشتراکگذاری مدل رقومی ساختمان، اجزا و اطلاعات مربوط به آن استفاده میشود. میتوان با استفاده از مدل اطلاعات ساختمان، علاوهبر بالابردن قابلیت همکاری و جمعآوری تمام اطلاعات و اسناد ساختمان دریک مدل واحد و تطبیق مدل اطلاعات ساختمان و سازهای (که ساخت آن به اتمام رسیده است)، از آن بهمنظور اهداف حدنگاری جهت مشخص کردن قسمتهای مشاعی، مفروز و میزان مالکیت هر فرد از اجزای مختلف سازنده ساختمان و مستندسازی املاک، جهت قیمتگذاری دقیق ملک استفاده کرد.روشها: در این تحقیق ابتدا به شناسایی پارامترهای مؤثر بر ارزشگذاری ملک پرداخته و باتوجه به پارامترها، دادههای مورد نیاز جمعآوری خواهدشد. سپس با استفاده از نقشههای معماری و سازهای دوبعدی ترسیم شده در CAD (که از دفاتر فنی مهندسی یا نظاممهندسی میتوان تهیه کرد) به بازسازی مدل اطلاعات ساختمان پرداخته شدهاست. پساز آن برای هر کدام از اجزای ساختمانی، غنیسازی حقوقی (مشخصکردن مشاعات و مفروزات ساختمان) انجام و ارزش مصالح استفادهشده در ساختمان بر اساس فهرستبها برای اجزای ساختمانی تعریف شدهاست. فرایند پیشنهادی در این تحقیق در نرمافزار Revit به صورت سهبعدی مدلسازی شدهاست.یافتهها: مدل اطلاعات ساختمان در کل چرخه حیات ساختمان یعنی از مرحله طراحی تا ساخت و بهرهبرداری و حتی نگهداری استفاده میشود اما به طور بالفعل قابلیت مدلسازی روابط مالکیتی و اطلاعات حقوقی را دارا نمیباشد؛ اما با روش اجرا شده در این تحقیق به دلیل اهمیت روشنسازی روابط مالکیتی در زمین یا ساختمان بخصوص در دعاوی دادگاهی، میتوان روابط مالکیتی و حقوقی را تعریف کرد؛ علاوهبر تعریف روابط حقوقی، مدلسازی انجام شده برای یک نمونه ساختمان احداث شده جهت ارزشگذاری دقیق مطابق موقعیت و پارامترهای مؤثر انجام گرفته است.نتیجهگیری: در نهایت میزان سهم هر یک از مالکین از اجزای ساختمانی با تعریف روابط مفروز و مشاع تعیین میشود. از این روش علاوه بر ثبت دقیق و بدون ابهام میزان مالکیت افراد از ساختمان، میتوان جهت قیمتگذاری دقیق املاک باتوجهبه عوامل خارجی و داخلی مؤثر و کاهش دعاوی حقوقی نیز استفادهکرد. قیمت گذاری با استفاده از فهرست بها برای تمام اجزا و مصالح ساختمان صورت گرفته است که قیمت کل را میتوان به دستآورد.
سامانه اطلاعات مکانی
مهران نورمحمدی؛ غلامرضا فلاحی
چکیده
پیشینه و اهداف: افزایش چشمگیر جمعیت جهان در طول قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم تأثیرات عمیقی بر برنامهریزی و توسعه کاربری زمین داشته است. هدف اصلی LAS، حمایت از بازارهای زمین و تسهیل مدیریت زمین در کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه است. کاداستر یکی از ابزارهای اصلی در سیستمهای اداره زمین است. در این پژوهش، به مدلسازی مفهومی و بررسی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: افزایش چشمگیر جمعیت جهان در طول قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم تأثیرات عمیقی بر برنامهریزی و توسعه کاربری زمین داشته است. هدف اصلی LAS، حمایت از بازارهای زمین و تسهیل مدیریت زمین در کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه است. کاداستر یکی از ابزارهای اصلی در سیستمهای اداره زمین است. در این پژوهش، به مدلسازی مفهومی و بررسی پایگاههای داده مکانی برای مدلسازی کاداستر سهبعدی تأسیسات زیرزمینی پرداخته شدهاست. هدف اصلی این پژوهش، بررسی روشهای مختلف برای مدلسازی عوارض زیرزمینی و استفاده از استانداردهای مناسب برای تجسم این عوارض در کاداستر سهبعدی است.روشها: برای مدلسازی عوارض زیرزمینی ابتدا به نیازسنجی و توسعه مدل مفهومی پرداخته شد و سپس پایگاههای داده برای اجرای مدلسازی کاداستر سهبعدی تأسیسات زیرزمینی و فرمتهای ذخیرهسازی داده بررسی گردید. در این پژوهش، CityJSON بهعنوان استاندارد مناسب برای تجسم عوارض زیرزمینی انتخاب شد.یافتهها: نتایج این پژوهش نشانمیدهد که استفاده از CityJSON بهدلیل ساختار سادهتر آن نسبت به XML، نهتنها کار با دادهها را تسهیل کرده، بلکه با کاهش حجم دادهها و افزایش سرعت پردازش، آن را به ابزاری مناسب برای توسعهدهندگان وب و پروژههای WebGIS تبدیل کرده است.نتیجهگیری: بهکارگیری این روشدر شهرهای در حال توسعه، بهخصوص در شهرهایی با زیرساختهای پیچیده مانند تهران، میتواند تحولی در نحوه مدیریت و برنامهریزی شهری به وجود آورد. استفاده از مدلسازی سهبعدی عوارض زیرزمینی و نمایش آنها در فرمت CityJSON، در مقایسه با روشهای سنتی کاداستر دوبعدی، قابلیتهای جدیدی را برای مدیریت زمین و منابع زیرزمینی فراهم کرده و به تصمیمگیری در زمینه مدیریت شهری کمک میکند.
سامانه اطلاعات مکانی
عارف ضمیری؛ علی اصغر آل شیخ؛ بهنام عطازاده؛ جلیل جعفری
چکیده
پیشینه و اهداف: مدیریت زمین نقشی اساسی در توسعه پایدار، برنامهریزی شهری و تضمین حقوق مالکیتی ایفا میکند. در ایران، سیستمهای مدیریت زمین و کاداستر با چالشهایی مانند پراکندگی داده، تنوع نهادهای متولی و عدم استاندارد روبرو هستند. مدل دامنه مدیریت زمین (LADM) بهعنوان یک استاندارد بینالمللی (ISO 19152) چارچوبی یکپارچه برای مدلسازی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: مدیریت زمین نقشی اساسی در توسعه پایدار، برنامهریزی شهری و تضمین حقوق مالکیتی ایفا میکند. در ایران، سیستمهای مدیریت زمین و کاداستر با چالشهایی مانند پراکندگی داده، تنوع نهادهای متولی و عدم استاندارد روبرو هستند. مدل دامنه مدیریت زمین (LADM) بهعنوان یک استاندارد بینالمللی (ISO 19152) چارچوبی یکپارچه برای مدلسازی اطلاعات حقوقی، مکانی و مدیریت زمین ارائه میدهد. با توجه به ویژگیهای خاص نظام ثبتی و قوانین حاکم بر مدیریت زمین در ایران، ضرورت دارد که این مدل مطابق با نیازهای ملی بومی سازی گردد. مدل LADM امکان توسعه پروفایلهای ملی متناسب با ساختارهای قانونی و حقوقی هر کشور را فراهم میکند. این مدل دامنه تاکنون در بیش از ۴۰ کشور جهان از جمله هلند، مالزی، لهستان، برزیل، مراکش، استرالیا و کره جنوبی بهکار گرفته شده است. این کشورهای پیشرو با بهرهگیری از انعطافپذیری این استاندارد، موفق به طراحی سیستمهای نوین ثبت و کاداستر سهبعدی در کنار کاهش هزینهها و تسریع فرآیندهای ثبتی شدهاند. هدف این پژوهش، توسعه یک پروفایل کشوری LADM برای ایران میباشد که با در نظر گرفتن ساختارهای قانونی، سازمانی و فنی کشور، مدل مفهومی جامعی را برای مدیریت زمین ارائه کند.روشها: این پژوهش با تحلیل مقایسهای تجارب کشورهای پیشرو آغاز شد و پس از بررسی جامع ساختار ثبتی کشور ایران، فرآیند توسعه پروفایل کشوری در سه مرحله اصلی انجام یافت. ابتدا با تعریف دامنه، شناسایی ذینفعان و الزامات قانونی و فنی انجام گشت و در مرحله بعد طراحی پروفایل شامل نگاشت کلاسهای LADM به عناصر کاداستر ایران، ایجاد کلاسها و ویژگیهای جدید متناسب با نیازهای داخلی، توسعه کد لیستها و طراحی مدل UML صورت گرفت و در نهایت ارزیابی مدل با استفاده از آزمونهای انطباق استاندارد ISO 19152و نظرسنجی از متخصصان انجام شد. ابزار گردآوری داده شامل تحلیل مستندات ثبتی، مصاحبه با کارشناسان و بررسی مدلهای خارجی بود. تحلیلها با استفاده از سنجش انطباق در سه سطح (پایه، متوسط، پیشرفته) انجام شد.یافتهها: نتایج تحلیلها نشان داد که پروفایل پیشنهادی برای کشور ایران موفق به انطباق کامل با سطح دوم استاندارد LADM (سطح متوسط) گردیده است و برخی اجزای سطح سوم (سطح پیشرفته) نیز پیادهسازی شدهاند. نگاشت موفق بین کلاسها، افزودن کلاسهای خاص و ویژگیهای جدید به همراه باز تعریف کد لیست های موجود از دستاوردهای کلیدی این مدل هستند. در کنار نتایج فنی بهدست آمده، نظرسنجیهای انجامشده از کارشناسان نیز بیانگر پذیرش و اثربخشی بالای مدل پیشنهادی در بهبود فرآیندهای ثبت زمین، کاهش تداخل مالکیتی و ارتقای بهرهوری سیستم ثبت کشور بوده است.نتیجهگیری: پروفایل کشوری LADM، گامی اساسی برای استانداردسازی و ارتقا نظام ثبت اسناد و املاک کشور است. این مدل با فراهمسازی زمینه پیادهسازی کاداستر سهبعدی و تلفیق با مدل اطلاعات ساختمان میتواند ابزار قدرتمندی در مدیریت کاداستر باشد. تجربیات کشورهای دیگر نیز تایید میکنند که استفاده از LADM موجب افزایش شفافیت، کاهش هزینههای ثبت، بهبود کیفیت اجرای کاداستر و هماهنگی بیشتر بین نهادهای اجرایی میشود. با این حال، برای دستیابی به انطباق کامل با استاندارد و بهرهبرداری عملیاتی بیشتر از این مدل، انجام اصلاحات فنی، بهینهسازی زیرساختها و تداوم همکاری بین نهادهای مرتبط ضروری است. این تحقیق پیشنهاد میدهد که مدل توسعهیافته در محیطهای واقعی پیادهسازی شده و عملکرد آن تحت شرایط اجرایی کاداستر در ایران مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین پژوهشهای آتی میتوانند به بررسی تلفیق مدل با دیگر سامانههای اطلاعاتی و توسعه بیشتر پروفایل کشوری بپردازند.
سامانه اطلاعات مکانی
ناهید بهرامی؛ میثم ارگانی؛ علی درویشی بلورانی؛ علیرضا وفایی نژاد
چکیده
پیشینه و اهداف: همه ساله زلزله به عنوان یک بحران و یکی از بلایای طبیعی که تقریبا غیر قابل پیشبینی به شمار میرود، خسارات جبران ناپذیر جانی و مالی را متحمل بشریت مینماید. از این رو بهتر است راهکارهایی نوین بر اساس روشهای جدید علمی و تجربیات گذشته، ارائه و پیادهسازی شود. مدیریت این گونه بحرانهای مخاطرات و بلایای طبیعی به ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: همه ساله زلزله به عنوان یک بحران و یکی از بلایای طبیعی که تقریبا غیر قابل پیشبینی به شمار میرود، خسارات جبران ناپذیر جانی و مالی را متحمل بشریت مینماید. از این رو بهتر است راهکارهایی نوین بر اساس روشهای جدید علمی و تجربیات گذشته، ارائه و پیادهسازی شود. مدیریت این گونه بحرانهای مخاطرات و بلایای طبیعی به سه مرحله پیش از وقوع، هنگام وقوع و پس از وقوع آن تقسیم میشود. نجات، جزو مراحل پس از وقوع حادثه است که میتوان با مطالعه و بررسی پیش از وقوع حادثه به ارائه راهکاری جهت بهبود عملکرد نجات در رخداد آن در پس از وقوع زمینلرزه رسید. در این مقاله سعی میشود راهکاری با استفاده از هوش مکانی (Geo-AI) برای نجات پس از زمینلرزه ارائه شود.روشها: در این پژوهش با بهرهگیری از هوش مکانی (Geo-AI) و شبیهسازی زمینلرزهای فرضی راهکاری جهت ارتقا و تقویت نجات در وقوع زمینلرزه پیشنهاد میشود. در این روش زمینلرزهای فرضی با استفاده از سناریو شناور جایکا در تهران شبیهسازی شده است و در آن 48 امدادرسان در قالب 6 تیم نجات در محدوده مطالعاتی در نظر گرفته میشود. تیمهای مذکور با استفاده از یک سیستم اطلاعات مکانی هوشمند تقویتی، به گونهای به فعالیتهای جستجو و نجات اختصاص مییابند که در زمان کمتری، نجات بیشتر و کارآمدتری نسبت به حالت تجربی انجام شود. در مدل هوش مکانی ارائه شده از بخش یادگیری تقویتی هوش مصنوعی بهره گرفته میشود و به کمک مدل ایجاد شده به ارتقای عملیات جستجو و نجات در طی استفاده از مدل پیشنهادی برای بعد از رخداد زمینلرزه دست مییابد. در این مدل با استفاده از طراحی تابعی از جمیع پارامترهای موثر در نجات پس از زمینلرزه، در هوش مکانی تقویتی به بهبود عمکرد نجات در زمان رخداد زمینلرزه پرداخته میشود.یافتهها: با توجه به ماهیت فعالیتهای گروههای نجات و عدم امکان قرارگیری محققان در شرایط واقعی پس از زمینلرزه، شبیهسازی رخداد آن به منظور فراهم نمودن اطلاعات مکانی و توصیفی منطقه انجام فعالیت انجام میشود. در این شبیهسازی تعیین فعالیتهای مورد نیاز نجات و تهیه اطلاعات موقعیتی و توصیفی تیمهای نجات مدنظر قرار گرفته است. همچنین شبیهسازی رخداد زمینلرزه برای بدست آوردن برآورد تقریبی خسارات سازهای و انسانی در یک بخشی از شهر تهران انجام شده است. بدیهی است که فعالیتها دارای اولویتها و اهمیتهای مختلفی هستند. با توجه به مطالعات انجام شده و فرضیات مدنظر مدل پیشنهادی، در این پژوهش برای بررسی مدل ارائه شده 48 امدادرسان مد نظر قرارگرفتند و ابتدا در نزدیکترین مرکز مدیریت بحران منطقه مطالعاتی مستقر شدند و سپس تخصیص هوشمند فعالیتهای نجات به افراد نجاتگر صورت میگیرد.نتیجهگیری: استفاده از مدل پیشنهادی در این مقاله جهت شبیهسازیهای پژوهش حاضر و نیز پیادهسازی ساختار فعالیتهای نجات و تیمهای جستجو و نجات، راهکاری نوین در راستای بهبود کیفیت نجات پس از زمینلرزه خواهد بود. با بررسیهای انجام شده، مشخص شد پارامترهایی نظیر مدت زمان زنده ماندن در زیر آوار، مدت زمان انجام فعالیت نجات، فاصله افراد تیمهای نجات تا مکان فعالیتها، سرعت افراد هنگام حرکت به سمت هدف بسیار اهمیت دارد. نتایج حاصله از اجرای مدل هوشمند پیشنهادی این پژوهش در مقایسه با عدم استفاده از مدل پیشنهادی، بهبود 642/2 برابری تخصیص صورت پذیرفته را نشان داده است.
سامانه اطلاعات مکانی
علیرضا وفایی نژاد؛ فرشاد همتی؛ ثنا حایری
چکیده
پیشینه و اهداف: بررسی و ارزیابی تغییرات دمای سطحی، بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی تغییرات آبوهوایی، نقشی حیاتی در سلامت انسان، کشاورزی، منابع آب و تنوع زیستی ایفا میکند. بررسی و ارزیابی این تغییرات، درک عمیقی از روند گرمایش زمین و پیامدهای آن به ارمغان میآورد و به اتخاذ اقدامات پیشگیرانه و سازگارانه در برابر این پدیده شتابان، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: بررسی و ارزیابی تغییرات دمای سطحی، بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی تغییرات آبوهوایی، نقشی حیاتی در سلامت انسان، کشاورزی، منابع آب و تنوع زیستی ایفا میکند. بررسی و ارزیابی این تغییرات، درک عمیقی از روند گرمایش زمین و پیامدهای آن به ارمغان میآورد و به اتخاذ اقدامات پیشگیرانه و سازگارانه در برابر این پدیده شتابان، کمک میکند. برای دستیابی به تغییرات دمای سطحی، وجود دادههای سنجش از دور بهدلیل قابلیت نمایش خصوصیات پدیدههای زمینی و توزیع مکانی آنها در مقیاسهای گوناگون، ضروری است. بررسی توزیع و همبستگی مکانی دادهها، بررسی مدلهای زمین آماری مرتبط، انتخاب مدل بهینه و در نهایت، صحتسنجی نتایج از مواردی است که باید در نظر گرفته شود. با توجه به موارد یاد شده، هدف از این مطالعه، تعیین الگوی تغییرات دمای سطحی در شهرستان ایلام و ارائه مدل ریاضی مناسب برای درونیابی دادههای ایستگاههای هواشناسی در منطقه است.روشها: در این پژوهش، از باند حرارتی ماهواره لندست 7 بهعنوان ابزاری کارآمد برای مطالعه تغییرات دمای سطحی در شهرستان ایلام استفاده شدهاست. اطلاعات موجود در این باند، که به صورت تابش حرارتی ساطع شده از زمین ثبت میشود، امکان محاسبه دمای سطح را با دقت قابل قبولی فراهم میکند. مزیت کلیدی استفاده از تصاویر ماهوارهای، پوشش مکانی وسیع و تناوب زمانی مناسب آنها است که امکان بررسی تغییرات دمای سطحی را در مقیاس منطقهای و در طول زمان فراهم میکند. این امر دیدگاهی جامع فراهم میکند تا توزیع فضایی تغییرات دما در شهرستان ایلام به خوبی تجزیهوتحلیل شود و عوامل مؤثر بر این تغییرات در مقیاسهای مختلف مکانی شناسایی شود. بدین منظور، یک شبکه منظم شامل 291 نقطه بر روی تصاویر ماهوارهای نمونهگیری شده و سپس با استفاده از روش زمینآمار، نقاط واریوگرام تجربی محاسبه شده است و مدلهای مختلف فضایی مانند گوسی، نمایی، دایرهای و کروی بر آنها برازش شدهاست. در نهایت، با استفاده از روش درونیابی کریجینگ معمولی و بهکارگیری هر کدام از این مدلها، نقشههای جداگانهای از دمای سطحی ایجاد و دقت هر یک با استفاده از شاخصهای آماری مانند ضریب تعیین و جذر میانگین مربعات خطا محاسبه شدهاست.یافتهها: نتایج پژوهش، نشان میدهد که اطلاعات باند حرارتی ماهواره لندست 7 دارای الگوی فضایی گوسی میباشد و تغییرات مکانی دمای سطحی با این مدل به خوبی قابل توجیه است. نتایج نشان میدهد که مدل فضایی گوسی بهترین برازش را برای واریوگرام تجربی دمای سطحی در منطقه مورد مطالعه دارد. این موضوع، نشاندهنده آن است که تغییرات دمای سطحی در این منطقه بهصورت فضایی خود همبسته هستند و با افزایش فاصله، همبستگی بین نقاط کاهش مییابد. نقشههای درونیابی شده با استفاده از مدل گوسی در روش کریجینگ معمولی از دقت بالایی برخوردار هستند. ضریب تعیین این نقشهها برابر با 94/0 بهدستآمد که نشاندهنده تطابق بالای بین مقادیر برآورد شده و مقادیر واقعی دمای سطحی است. همچنین جذر میانگین مربعات خطای این نقشهها 2/1 درجه سانتیگراد میباشد که نشاندهنده دقت بالای آنها در برآورد دمای سطحی در نقاط مختلف منطقه است.نتیجهگیری: ترکیب دادههای سنجش از دور و روشهای زمینآمار، ابزاری قدرتمند برای بررسی تغییرات مکانی و درونیابی دادههای محیطی از جمله تغییرات دمای سطحی بهشمار میرود. در این مطالعه، الگوی تغییرات دمای سطحی در شهرستان ایلام با استفاده از دادههای ماهوارهای سنجش از دور تعیین شده و مدل گوسی بهعنوان مدل فضایی بهینه جهت درونیابی دمای سطحی ایستگاههای هواشناسی معرفی شدهاست. تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که دمای سطحی در این منطقه در طول چند دهه گذشته بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
سامانه اطلاعات مکانی
پارسا افضلی کردمحله؛ سعید بهزادی
چکیده
پیشینه و اهداف: تشخیص اشیا یکی از موضوعات پرکاربرد در بسیاری از رشتهها است. با این حال، شناسایی گونههای درختی در جنگلها به دلیل شباهتهای ظاهری و رفتاری، چالشی اساسی محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی عوارض و تفکیک گونههای گیاهی در جنگلها به روش مدل امضای طیفی زمانی در سامانه گوگل ارث انجین انجام شده است. نوآوری این پژوهش ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تشخیص اشیا یکی از موضوعات پرکاربرد در بسیاری از رشتهها است. با این حال، شناسایی گونههای درختی در جنگلها به دلیل شباهتهای ظاهری و رفتاری، چالشی اساسی محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی عوارض و تفکیک گونههای گیاهی در جنگلها به روش مدل امضای طیفی زمانی در سامانه گوگل ارث انجین انجام شده است. نوآوری این پژوهش در تعیین رفتار طیفی زمانی گونههای درختی نهفته است؛ به این صورت که روشنایی باندهای تصاویر ماهوارهای در ماههای مختلف سال برای هر گونه محاسبه شده و ماتریسی منحصربهفرد ایجاد میشود.روشها: دادههای اصلی این مطالعه شامل تصاویر ماهوارهای لندست 8 و 9 در بازه زمانی 2016 تا 2022 است و منطقه مورد مطالعه بخشی از جنگلهای جنوب استان گیلان میباشد. در مرحله اول، نمودار رفتار طیفی گیاه، خشکی و آب ترسیم شد. میانگین مقادیر هر باند برای این سه عارضه در طول یک سال محاسبه شده و نمودارهای ترکیبی میلهای و خطی ایجاد شدند. در مرحله دوم، با استفاده از نقشههای تیپولوژی و برداشتهای زمینی، 200 نقطه داده برای گونههای بلوط، ممرز، راش، توسکا و سوزنیبرگ جمعآوری شد. با ایجاد مدلی، میانگین مقادیر هر باند در ماههای مختلف محاسبه شد و ماتریس 1×84 به عنوان امضای طیفی زمانی هر گونه ایجاد گردید. این ماتریسها با استفاده از نرمافزار متلب نمایش داده شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که روشنایی باندها در ماههای مشخص برای هر گونه متفاوت است. به عنوان مثال، در باند اول ماه دوم، روشنایی گونههای بلوط، ممرز، راش، سوزنیبرگ و توسکا به ترتیب 0.38، 0.31، 0.27، 0.46 و 0.25 بود. بیشترین میزان روشنایی برای چهار گونه درختی در باند پنجم ماه دهم و کمترین میزان در باند هفتم ماه دوازدهم مشاهده شد. طبقهبندی با روش جنگل تصادفی و با استفاده از 7 باند و 84 باند انجام شد که ضریب کاپا در روش پیشنهادی به حدود 0.4 افزایش یافت.نتیجهگیری: امضای طیفی زمانی به عنوان یک روش منحصربهفرد، امکان شناسایی و تفکیک گونههای جنگلی را فراهم میکند. این پژوهش با استفاده از برداشتهای زمینی دقت مناسبی را نشان داده است. پیشنهاد میشود این روش برای گونههای دیگر نیز به کار گرفته شود تا طبقهبندی جنگلها بهبود یابد. این اقدامات میتواند مدیریت و نظارت بر جنگلها را برای سازمانهایی نظیر منابع طبیعی و محیط زیست تسهیل کند
سامانه اطلاعات مکانی
مژده مینایی؛ محمدحسن وحیدنیا؛ زهرا رضایی
چکیده
پیشینه و اهداف: از تکنیک های داده کاوی مکانی می توان در شرایطی که بررسی و استخراج نتایج از منابع داده ای با حجم زیاد و گستردگی ابعاد پایگاه اطلاعاتی مورد نظر باشد، با بالاترین کارایی استفاده نمود. مسئله تماس های اضطراری به علت خطیر بودن موضوع و درگیر نمودن نیروهای امداد و اورژانس مسئله ای است که بر اساس داده کاوی مکانی می توان به الگوهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: از تکنیک های داده کاوی مکانی می توان در شرایطی که بررسی و استخراج نتایج از منابع داده ای با حجم زیاد و گستردگی ابعاد پایگاه اطلاعاتی مورد نظر باشد، با بالاترین کارایی استفاده نمود. مسئله تماس های اضطراری به علت خطیر بودن موضوع و درگیر نمودن نیروهای امداد و اورژانس مسئله ای است که بر اساس داده کاوی مکانی می توان به الگوهای نهفته در آن پی برد. بطور متداول، برای درک ارتباطات فضایی بین متغیرها، محققان علوم محیط زیست و جغرافیا از الگوهایی چون رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) بهره می گیرند که اساس کار این تحلیل، ارتباط بین متغیرهای مستقل برای متغیر پیش بینی شونده است. اما این روش دارای کاستی های بسیاری در ارائه ی نتایج فضایی بویژه در مقیاس محلی است. رگرسیون وزن دار جغرافیایی (GWR) در این مطالعه به منظور درک روابط بین متغیرهای فضایی در سطح محلی استفاده می شود تا پوششی در رفع نواقص روش تحلیلی OLS باشد.روشها: در این تحقیق از روش های OLS و GWR در تحلیل ارتباط بین موضوع حجم بالای تماس های اضطراری در منطقه مورد مطالعه (ایالات دالاس امریکا) و عوامل موثر بر رخداد این مساله استفاده می گردد. همچنین آزمون های آماری متعدد برای ارزیابی بکارگرفته شد. برای این مقصود، تعداد و پراکندگی تماس های اضطراری را به عنوان متغیر وابسته و پارامترهایی همچون جمعیت، تعداد افراد تحصیل کرده، بیشترین ساعت تماس و فاصله از مرکز شهر را متغیرهای مستقل مساله در نظر گرفته و چگونگی تاثیر این عوامل در بروز این موضوع بررسی می گردد. در این مطالعه، نرم افزار ArcGIS Pro برای انجام تحلیل های مکانی-آماری و ارائه نقشه ها بکارگرفته شد.یافتهها: نتایج نشان دهنده این مساله است که پارامترهای جمعیت، تعداد افراد تحصیل کرده، فاصله از مرکز شهر و بیشترین زمان تماس به ترتیب در بروز این مساله بالاترین اثر را داشته اند. در روش OLS شاخص های Koenker و Jarque-Bera که به ترتیب نشان دهنده ثبات مدل و نرمال بودن باقیمانده ها می باشد رضایتبخش نبودند. نتایج ارزیابی دو مدل OLS و GWR نشان داد که مقدار R2 در مدل GWR حدود 61/0 و در مدل OLS حدود 41/0 بوده که نشان دهنده این امر است که نتایج حاصل از مدل GWR به واقعیت نزدیک تر است. در مدل جغرافیایی، وزن پارامتر جمعیت در قسمت های مرکزی شهر بیشتر از اطراف آن بوده، در حالیکه وزن پارامتر بیشترین زمان تماس در قسمتهای شمالی، جنوبی و غربی شهر بیشتر از سایر نقاط می باشد. همچنین وزن پارامتر تعداد افراد تحصیل کرده در قسمت های جنوبی شهر بیشتر می باشند.نتیجهگیری: جمیع عوامل مطرح شده در کنار هم بر روی بروز متغیر وابسته اثر افزایشی داشته و در کنار این تحلیلها، پیش بینی وقوع این مساله در چند ساله آینده نیز امکان پذیر می باشد. با تکیه بر این نتایج می توان ابزار مناسبی جهت مدیریت و کنترل بهینه مشکلات منطقه در اختیار مسئولین امر قرار داد.
سامانه اطلاعات مکانی
مهدیس رحمتی؛ حسین آقامحمدی زنجیراباد؛ سعید بهزادی؛ علی اصغر آل شیخ
چکیده
پیشینه و اهداف: تصادفات یکی از حوادث تهدید کننده زندگی در جهان است که موجب خسارات جانی و مالی میشود. برای کاهش تعداد تصادفات رانندگی میبایست تعیین نمود که تصادفات مکرر کجا و در چه زمانی رخ میدهند. اغلب تصادفات با الگوهای مکانی و زمانی خاصی اتفاق میافتند و ممکن است خوشههایی را تشکیل دهند که همان محل تمرکز تصادفات در فضای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تصادفات یکی از حوادث تهدید کننده زندگی در جهان است که موجب خسارات جانی و مالی میشود. برای کاهش تعداد تصادفات رانندگی میبایست تعیین نمود که تصادفات مکرر کجا و در چه زمانی رخ میدهند. اغلب تصادفات با الگوهای مکانی و زمانی خاصی اتفاق میافتند و ممکن است خوشههایی را تشکیل دهند که همان محل تمرکز تصادفات در فضای جغرافیایی میباشد. بنابراین، بررسی تصادفات رانندگی در ابعاد مکانی و یا زمانی ضروری است تا بهترین و پایدارترین راهحلها برای این مسائل در نظر گرفته شود. استان اصفهان از جمله استانهای کشور با نرخ بالای تصادفات در حوزه برون شهری است. تحقیقات پیشین صورت گرفته در سطح استان اصفهان بیشتر بر پایه روشهای آماری بوده و به جنبههای مکانی و زمانی تصادفات توجهی نشده است.هدف از انجام این تحقیق پر کردن خلا موجود در تحقیقات گذشته در راستای تعیین الگوهای مکانی و زمانی تصادفات ترافیکی برون شهری استان اصفهان و بهتصویر کشیدن آن با استفاده از روشهای آمار مکانی در محیط GIS است. نوآوری این تحقیق در استفاده از روشهای آمار مکانی برای شناسایی و تحلیل الگوهای مکانی-زمانی تصادفات برون شهری استان اصفهان در سطوح مختلف زمانی و شدت میباشد.روشها: در این مطالعه الگوی مکانی- زمانی تصادفات ترافیکی در استان اصفهان در سالهای 1396و 1397 با استفاده از دادههای تصادفات ترافیکی برون شهری بررسی شده است. پس از جمعآوری دادههای مربوطه و انجام پیشپردازشهای لازم و آمادهسازی دادهها، الگوی مکانی و زمانی تصادفات ترافیکی رخ داده در شبکه راههای اصلی، بزرگراهها و آزادراههای منطقه مورد مطالعه با استفاده از روشهای آمار مکانی مانند آزمون میانگین نزدیکترین همسایه، خودهمبستگی مکانی موران I جهانی و تحلیل نقاط داغ بهینه شده (تکنیک گتیس- ارد Gi*) در سطوح مختلف در محیطGIS بررسی و شناسایی شدند.یافتهها: باتوجه به اینکه هدف از این تحقیق تعیین الگوهای مکانی-زمانی تصادفات ترافیکی برون شهری استان اصفهان است ابتدا الگوی نحوه پراکنش فضایی رویدادهای تصادف با روشهای میانگین نزدیکترین همسایه و خودهمبستگی مکانی موران I جهانی بررسی شد. نتایح نشاندهنده وجود الگوی خوشهای قوی در دادههای تصادفات ترافیکی در سالهای مورد مطالعه در استان اصفهان بود. سپس با استفاده از روش گتیس-ارد جی استار یک تحلیل نقاط داغ بهینه شده به صورت کلی بر روی کل مجموعه داده تصادفات انجام شد و پس از آن باتوجه به تقسیم مجموعه داده به سطوح مختلف از جمله بازه زمانی شبانهروز، روز هفته، ماه، سال و سطح شدت تصادف این تحلیل بر روی مجموعه داده هر سطح به صورت جداگانه صورت گرفت. نتایج حاصل از اجرای تحلیل گتیس ارد جی استار بر روی سطوح مختلف حاکی از آن بود که بخش اعظمی از تمرکز نقاط داغ با سطح اطمینان 99درصد در مسیرهای منتهی به مرکز استان یعنی شهر اصفهان و همچنین شهرهای پرجمعیت همجوار آن واقع است که بیشترین حجم تردد و ترافیک در آن وجود دارد و با فاصله از مرکز استان تراکم تصادفات به طرز چشمگیری کاهش مییابد.نتیجهگیری: باتوجه به نتایج تحلیل خودهمبستگی مکانی تصادفات و نقشههای نقاط داغ در سطوح مورد بررسی نتایج حاکی از آن بود که تصادفات در برخی از مناطق استان اصفهان بهصورت خوشهای تجمع یافتهاند. همجواری با مرکز استان و شهرهای پرجمعیت و اصلی بر تمرکز تصادفات ترافیکی در این منطقه تاثیر بسیاری دارد و با فاصله از مراکز شهری پرجمعیت فراوانی تصادفات کاهش مییابد. از نتایج این مطالعه و درکی که از الگوهای مکانی و زمانی تصادفات ترافیکی بهدست آمده است، میتوان برای توسعه استراتژیهای جدید، راهنمایی مدیران و دست اندرکاران حوزه حمل و نقل و ترافیک، اخذ تصمیمات و انجام اقدامات مناسب برای بهبود وضعیت ایمنی نقاط حادثهخیز استفاده نمود.
سامانه اطلاعات مکانی
حمیدرضا بابایی فرد؛ سعید صادقیان؛ علیرضا قراگوزلو
چکیده
پیشینه و اهداف: فعالیتهای ساختوساز غیرمجاز در اراضی جنگلی باعث نگرانیهای زیادی شده است. کاداستر محیط زیست بهعنوان ابزار اساسی برای ارائه اطلاعات دقیق مکانی، حقوقی و زیست محیطی مورد توجه قرار میگیرد و باعث نظارت دقیق، مدیریت زمین و توسعه پایدار میشود.روشها: در این تحقیق، از یک روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی استفاده شده است. ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: فعالیتهای ساختوساز غیرمجاز در اراضی جنگلی باعث نگرانیهای زیادی شده است. کاداستر محیط زیست بهعنوان ابزار اساسی برای ارائه اطلاعات دقیق مکانی، حقوقی و زیست محیطی مورد توجه قرار میگیرد و باعث نظارت دقیق، مدیریت زمین و توسعه پایدار میشود.روشها: در این تحقیق، از یک روش تحقیق ترکیبی کیفی و کمی استفاده شده است. رویکرد کیفی شامل تحلیل چارچوب قانونی و نظارتی کاداستر و بررسی ترتیبات نهادی و مشارکت ذینفعان بوده است. از سوی دیگر، رویکرد کمی شامل تجزیهوتحلیل دادههای مکانی و پیادهسازی کاداستر برای ارزیابی تغییرات کاربری اراضی و ساخت ویلا در اراضی جنگلی میباشد. برای شناسایی ویلاسازیها در مناطق جنگلی روستای لالون، از ابزارهای جمعآوری داده مانند تصاویر گوگل ارث بهره گرفته شده است. سپس با استفاده از الگوریتمهای نظارت شده حداکثر احتمال، تصاویر طبقهبندی شده و نقشه کاربری اراضی تهیه شده است. در نهایت، نقشه کاداستر ۱/۵۰۰۰ روستای لالون تهیه شده و ایده اجرای کاداستر محیطی در این منطقه مورد بررسی قرار گرفته است.یافتهها: در نتایج مطالعه کاربری اراضی در روستای لالون در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴، تغییرات قابل توجهی مشاهده شد. افزایش مناطق مسکونی در زمینهای جنگلی نشاندهنده تأثیرات زیست محیطی نامطلوب است. این تغییرات، باعث به خطر افتادن اکوسیستم و توازن زیستی منطقه و افزایش جمعیت شده است. در این مطالعه، ضریب کاپا برای سالهای ۲۰۱۱ با مقدار 902/0 و برای سال ۲۰۲۴ با مقدار 945/0، به عنوان شاخصی از تفاوتهای کاربری اراضی در روستای لالون، مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین، دقت کلی تحقیق برای سال ۲۰۱۱ به میزان 703/92 % و برای سال ۲۰۲۴ بهمیزان 405/96 % محاسبه شده است. نتایج حاکی از اهمیت و دقت بالا در تشخیص تغییرات کاربری اراضی در روستای لالون میباشد. ارزیابی پیادهسازی کاداستر زیست محیطی برای ساختوساز ویلاها در مناطق جنگلی روستای لالون نشان میدهد که نیاز به استراتژیهای مدیریت زمین مؤثر وجود دارد و عملکرد سیستم کاداستر زیست محیطی قادر به تشخیص تغییرات اراضی و برنامهریزی حفاظتی است. این تحقیق بر اهمیت گنجاندن ملاحظات زیست محیطی در فرآیندهای نقشهبرداری کاداستر تأکید دارد.نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این مطالعه، استفاده بهینه از کاداستر محیط زیست در ایران جهت حفاظت از منابع طبیعی و حفظ پایداری زیستگاهها بهعنوان یک اقدام بسیار حیاتی تلقی میشود. رعایت قوانین و مقررات زیست محیطی در هنگام اجرای فرآیندهای توسعه و احداث سازهها برای همه یکسان و غیرقابل انکار میباشد. پیادهسازی کاداستر محیط زیست نیازمند همکاری سازمانهای دولتی، تخصص فنی، بهرهوری از فناوریهای پیشرفته و مشارکت جامعه است. این تحقیق، نشان میدهد که پیادهسازی کاداستر محیط زیست نقش مهمی در حفظ توازن بین توسعه و حفاظت از محیط زیست دارد. بهمنظور بهبود بهرهوری سیستم کاداستر محیطی در ایران، پیشنهاد میشود که اقداماتی همچون تقویت چارچوب قانونی، بهبود مدیریت دادهها، ارتقای فنآوری، افزایش مشارکت ذینفعان و تضمین تامین مالی پایدار انجام شود. این اقدامات شامل تدوین قوانین و مقررات مخصوص، ایجاد پایگاه داده متمرکز و قدرتمند، تشکیل کمیته مشورتی چندجانبه با حضور نهادهای مختلف و تخصیص منابع مالی پایدار برای پیشرفت و توسعه کاداستر محیط زیست میباشد.
سامانه اطلاعات مکانی
مهدی ناگهی؛ سعید بهزادی
چکیده
پیشینه و اهداف: خشکسالی به عنوان یکی از چالشهای حیاتی و پایدار در ایران و بسیاری از کشورهای جهان، همواره توجه بسیاری از محققان و تصمیمگیران را به خود جلب کرده است. این پدیده طبیعی میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد، جامعه و محیط زیست داشته باشد و از این رو، شناسایی و پیشبینی دقیق آن از اهمیت بالایی برخوردار است. ایران به دلیل ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: خشکسالی به عنوان یکی از چالشهای حیاتی و پایدار در ایران و بسیاری از کشورهای جهان، همواره توجه بسیاری از محققان و تصمیمگیران را به خود جلب کرده است. این پدیده طبیعی میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد، جامعه و محیط زیست داشته باشد و از این رو، شناسایی و پیشبینی دقیق آن از اهمیت بالایی برخوردار است. ایران به دلیل شرایط جغرافیایی و اقلیمی خاص خود، بیش از دیگر کشورها در معرض خطر خشکسالی قرار دارد و این موضوع لزوم استفاده از فناوریهای نوین برای مدیریت بهتر منابع آب و مقابله با خشکسالی را برجستهتر میسازد. هدف اصلی این مقاله، پیشبینی خشکسالی با استفاده از سیستم خبره و هوش مصنوعی و توسعه مدلهای رفتاری مناسب برای این پدیده در تمامی استانهای ایران است.روشها: برای دستیابی به هدف مذکور، دادههای مربوط به خشکسالی در تمامی استانهای ایران از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰ مورد بررسی قرار گرفت. این دادهها شامل مجموعهای گسترده از شاخصهای مختلف خشکسالی نظیر بارش، دما، رطوبت نسبی و شاخصهای تغییرات اقلیمی میباشند. با استفاده از این دادهها، مدلهای رفتاری ماهانه خشکسالی برای هر استان توسعه داده شده است. در این راستا، سیستم خبره و الگوریتمهای هوش مصنوعی برای شناسایی الگوها و روندهای خشکسالی در هر استان به کار گرفته شدهاند. به کمک این روشها، مدلی خطی به عنوان بهترین مدل انتخاب شد که توانست به صورت ماهانه احتمال وقوع خشکسالی را پیشبینی کند. در نهایت، یک نقشه آنلاین و تحت وب توسعه داده شده است که نتایج پیشبینیها را به صورت ماهانه برای هر استان نمایش میدهد.یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که با استفاده از دادههای گسترده خشکسالی و توسعه مدلهای رفتاری ماهانه، میتوان به پیشبینی دقیق و به موقع خشکسالی در هر استان دست یافت. دوازده مدل رفتاری برای هر استان تولید شده که احتمال وقوع خشکسالی را در ماههای مختلف سال نشان میدهند. این مدلها قادرند به عنوان ابزاری قدرتمند در مدیریت و برنامهریزی مقابله با خشکسالی در سطح استانی و ملی مورد استفاده قرار گیرند. با ارائه نتایج به صورت نقشههای آنلاین و تحت وب، دسترسی به اطلاعات و نتایج پیشبینیها برای تصمیمگیران و مدیران مربوطه سادهتر و سریعتر میشود.نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از سیستم خبره و مدلسازی رفتاری خشکسالی در تمامی استانهای ایران، منجر به پیشبینی دقیقتر و بهموقعتر این پدیده میشود. انتخاب مدل خطی به عنوان بهترین مدل، این امکان را فراهم میکند که نتایج پیشبینیها با دقت بالاتری ارائه شوند. نقشه آنلاین و تحت وبی که توسعه داده شده است، ابزاری مفید برای مدیران و تصمیمگیران در زمینه مدیریت منابع آب و مقابله با خشکسالی محسوب میشود. این ابزار میتواند در تصمیمگیریهای مرتبط با خشکسالی در سطوح مختلف کمک شایانی کند و به کاهش آثار و پیامدهای منفی این پدیده طبیعی منجر شود. با توجه به یافتههای این تحقیق، میتوان نتیجه گرفت که بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند سیستمهای خبره و هوش مصنوعی در پیشبینی و مدیریت خشکسالی، نه تنها امکانپذیر بلکه بسیار مؤثر است. این رویکرد میتواند الگویی برای دیگر کشورهایی باشد که با مشکل خشکسالی مواجهاند و نیازمند راهکارهای دقیق و عملی برای مدیریت بهتر منابع آب خود هستند.
سامانه اطلاعات مکانی
قاسم آذری آرانی؛ علیرضا احمدی؛ کوثر آذری آرانی
چکیده
پیشینه و اهداف: در دهههای اخیر، تعامل پیچیده بین عوامل محیطی و سلامت عمومی توجه پژوهشگران، سیاستگذاران و دستاندکاران سلامت عمومی را به خود جلب کرده است. درک اینکه چگونه عوامل محیطی بر سلامت انسان تأثیر میگذارند، در مقابله با چالشهای سلامت شهروندان بسیار مهم است. در سالهای اخیر، سامانه های اطلاعات مکانی (GIS) به عنوان ابزارهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در دهههای اخیر، تعامل پیچیده بین عوامل محیطی و سلامت عمومی توجه پژوهشگران، سیاستگذاران و دستاندکاران سلامت عمومی را به خود جلب کرده است. درک اینکه چگونه عوامل محیطی بر سلامت انسان تأثیر میگذارند، در مقابله با چالشهای سلامت شهروندان بسیار مهم است. در سالهای اخیر، سامانه های اطلاعات مکانی (GIS) به عنوان ابزارهای کاربردی در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته اند و امکان بررسی و تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین متغیرهای محیطی و سلامت را فراهم کردهاند. این سامانه ها ابزار مفیدی برای پهنهبندی بیماریها به شمار میروند و با توزیع مکانی برخی بیماریها میتوان به نتایج قابل توجهی رسید. نتایجی نظیر این که برخی از بیماریها با عوامل محیطی در ارتباط هستند. تشخیص عوامل محیطی در جهت درمان، پیشگیری و کاهش هزینههای بهداشتی و درمانی راهی در جهت توسعه سلامت میباشد. این مقاله به تجزیه و تحلیل مکانمند برخی عوامل محیطی مؤثر بر سلامت می پردازد تا بتوان راهکارهایی را برای پیشگیری از بروز عوامل بیماری زا در شهروندان را ارائه کرد.روشها: روش تحقیق انجام یک تجزیه و تحلیل مکانمند، شامل مراحل متعددی از جمله جمعآوری دادهها، پیشپردازش دادهها، تحلیل مکانی و ادغام با سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری است. جمعآوری دادههای کیفیت هوا، یکی از اصلیترین بخشهای این تحقیق است. کیفیت هوای تهران تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله انتشار آلایندهها توسط خودروها، واحدهای صنعتی و منابع طبیعی قرار دارد که میزان هریک با استفاده از شبکه ایستگاههای نظارت بر کیفیت هوا در سرتاسر شهر تهران اندازه گیری میشود. این مجموعه داده زمانی- مکانی ما را قادر میسازد تا روندها و تغییرات کیفیت هوا در مناطق مختلف تهران را بررسی کنیم. همچنین، اطمینان از دسترسی به آب سالم، یک جنبه اساسی در حوزه بهداشت عمومی است. بنابراین، جمعآوری دادههای کیفیت آب برای مطالعه ما بسیار حیاتی است پارامترهای مورد نظر شامل میزان اسیدی یا بازی بودن آب (pH)، شفافیت، میزان اکسیژن خواهی شیمیایی (COD)، میزان اکسیژن خواهی زیستی (BOD) و غلظت آلایندههای خاص مانند فلزات سنگین است. برای تحلیل بیماریهای واگیردار از جانوران از دادههای جمع آوری شده توسط مراکز بهداشت محلات استفاده شده است. پس از جمعآوری دادههای مورد نیاز، فرآیند تحلیل و پردازش دادهها جهت تجزیه و تحلیل مکانی آنها انجام میشود و بعد از انجام تحلیلهای مذکور، دادههای حاصل از مراحل مختلف تحقیق در GIS ادغام میشوند. این امر به ما امکان میدهد که دادههای مکانی را با یکدیگر ترکیب کرده تا ارتباطات میان عوامل محیطی و بیماریها را به صورت واضحتری نشان دهیم. این ادغام دادهها باید به صورت منظم و بادقت صورت گیرد تا نتایج تحلیل معتبر باشند. برای اجرای تحلیلها و پردازش دادههای مکانی، از نرمافزار QGIS استفاده شد. علاوه براین، برای تحلیل آماری دادهها از کتابخانههایPandas و NumPy در پایتون استفاده گردید.یافتهها: دادههای جمعآوریشده از ایستگاههای پایش کیفیت هوا به ما امکان داد تا نقشه های دقیق از غلظت آلایندهها و تغییرات مکانی آنها به دست آوریم. این نقشه ها در پایش ریسکهای سلامت مرتبط با آلودگی هوا بسیار ارزشمند هستند. تجزیه و تحلیل دادههای کیفیت هوا غلظتهای بالایی از مواد ذراتی PM2.5 و PM10 در مناطق با جمعیت متراکم را نشان داد. علاوه بر این، غلظتNO2 در نزدیکی معابر اصلی نشاندهنده سهم عمده وسائل نقلیه در تولید این گاز است. تجزیه و تحلیل کیفیت آب در تهران نشان داد که اختلافات معناداری در کیفیت آب مناطق مختلف وجود ندارد. . تجزیه و تحلیل دادههای بیماری، اطلاعات مهمی را در مورد ناقلین، زیستگاهها و الگوهای رفتاری آنها در برداشت که منجر به درک جامعی از اکوسیستم بیماریهای واگیر شهر میگردد. تدابیر هدفمند در کنترل بیماریهای واگیردار در مناطق با ریسک بالا و آموزش به جامعه هدف برای کاهش ریسک بیماری ها ضروری است.نتیجهگیری: سلامت انسانها توسط عوامل مختلف محیطی و از جمله مکان زندگی آنان تحت تأثیر قرار می گیرد به گونه ای که می توان گفت مسائل مربوط به سلامت تقریباً همیشه ابعاد مکانی دارند. بررسی خصوصیات این مکانها (از جمله خصوصیات مردم شناختی و وجود عوامل خطر محیطی)، به منظور انجام مطالعات بسیار حایز اهمیت است نتایج این تحقیق نشان داد که GIS نقش ارزشمندی در بررسی و پیگیری روند شیوع و انتشار بیماری ها و سایر مسایل بهداشتی در طول دورههای زمانی و ارزیابی خطرات محیطی برای ساکنین یک منطقه دارد. بهکارگیری GIS یکی از راهکارهای هشدار سلامتی به مردم در معرض خطر است. با مشخص نمودن مکان انتشار بیماری و نقاط آلوده شهر، مردم نسبت به محیط پیرامون خود آگاهتر شده، مسائل پیشگیری را بهتر درک خواهند نمود. همچنین با مشخص شدن مناطق پرخطر، هزینه ها و مصارف بهداشتی تعدیل میگردد زیرا سیاستگذاران و مدیران بهداشت و سلامت راهکارهای لازم برای پیشگیری و مقابله با شیوع این نوع بیماریها را بهصورت هدفمند مورد توجه قرار خواهند داد.
سامانه اطلاعات مکانی
سحر ابوللی؛ طلوع سیلاوی؛ جواد صابریان
چکیده
پیشینه و اهداف: صنعت نفت لااقل از زمان ملی شدن صنعت نفت در ایران، موتور محرک اقتصاد کشور ما بوده است. صنعت نفت بر تأسیسات نفتی متکی است و یکی از مهمترین تأسیسات نفتی که تقریباً در کل کشور وجود دارد، خطوط لوله است. شبکه گسترده خطوط لوله برای انتقال نفت از پایگاههای تولید به پالایشگاههای کشور و همچنین، فرآوردههای استخراج شده ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: صنعت نفت لااقل از زمان ملی شدن صنعت نفت در ایران، موتور محرک اقتصاد کشور ما بوده است. صنعت نفت بر تأسیسات نفتی متکی است و یکی از مهمترین تأسیسات نفتی که تقریباً در کل کشور وجود دارد، خطوط لوله است. شبکه گسترده خطوط لوله برای انتقال نفت از پایگاههای تولید به پالایشگاههای کشور و همچنین، فرآوردههای استخراج شده از پالایشگاهها تا مراکز مصرف، از اصلیترین شریانهای حیاتی اقتصاد و صنعت هستند. محل عبور این خطوط لوله، یک مسأله مکانی است و از اینرو، توسط سامانه اطلاعات مکانی (GIS) به بهترین شکل میتوان به آن پرداخت. روند مسیریابی دقیق و بهینه خطوط لوله از اهمیت خاصی برخودار است و باید به نحوی عملیاتی شود که بیشترین سازگاری را با ایده آلهای فنی و اقتصادی و کمترین تأثیر منفی را بر جامعه و محیط زیست داشته باشد.روشها: در این تحقیق، سعی شده تا موضوع تعیین مسیریابی خط لوله چند جانبه با در نظر گرفتن تعداد زیادی از معیارها، دادهها و اطلاعات فضایی و توصیفی شامل شیب زمین، پوشش گیاهی، جریان آب، گسلها، مراکز مسکونی و جمعیتی، خطوط و خطوط لوله انتقال نیرو در منطقه، جادهها و غیره انجام شود. از آنجا که مجموعه گستردهای از شاخصهای مرتبط با مسیریابی خطوط انتقال انرژی در مراجع پژوهشی و گزارشهای اجرایی پروژهها وجود دارد که در این مقاله به عنوان اصلیترین هدف این مجموعه وسیع تا حد امکان مورد بررسی قرار گرفته و طبقهبندی تخصصی روی آنها صورت گرفته است. در مرحله بعد، از GIS به عنوان چارچوبی برای ادغام اقلام متنوع اطلاعات مختلف استفاده شده تا با توجه به اهمیت تأثیر متفاوتی که هر یک از این شاخصها بر موضوع دارند امکان بهکارگیری وزنهای تأثیر متفاوت در برهمنهی شاخصها وجود داشته باشد. برای این کار از روش مرسوم فازی AHP فازی استفاده شده است.یافتهها: منطقه مطالعاتی مورد نظر این پژوهش، در منطقه شمالی استان خوزستان، بین دره ریگ و سبزاب است که در این پژوهش در سه سناریوی بهینه بودن اقتصادی، بهینه بودن زیستمحیطی و در نظر گرفتن هردوی آنها مسیریابی خط انتقال نفت انجام شده است. نتایج حاصل شده، نشان داد که انتخاب بهترین مسیر در این کانال در مقایسه با خط انتقال موجود، منجر به کاهش 141 متری مسیر از طریق سناریوی اقتصادی، کاهش 635 متری مسیر از طریق سناریوی زیستمحیطی و کاهش 586 متری مسیر از طریق سناریوی جامع شده که از دستاوردهای عملی پژوهش میباشند.نتیجهگیری: نتایج این تحقیق، به خوبی نشان داد که روشهای سنتی طراحی خطوط لوله نمیتوانند همه معیارهای مؤثر در طراحی مسیر خطوط لوله را در نظر بگیرند. در هر حال، کیفیت مسیرهای طراحی شده به کمک GIS بسیار به کیفیت اطلاعات مورد استفاده وابسته است و هرگونه نقص در اطلاعات ورودی میتواند به صورتی منجر به نتایجی در طراحی انجام شده گردد که کار را زیر سؤال ببرد. بنابراین، ضمن اتکا به توانمندی GIS باید دقت لازم را نیز در جمعآوری دادهها به خرج داد. یکی دیگر از قابلیتهای بارز شده در این تحقیق، توانایی در نظر گرفتن سناریوهای مختلف است. بنا بر همین توانایی، متولیان امر میتوانند با مشاهده نتایج سناریوهای مختلف و در نظر داشتن ملاحظات گوناگون، بهترین تصمیم را در مورد خط لوله مورد نظر اتخاذ نمایند.
سامانه اطلاعات مکانی
مجید اعزازی؛ مسعود شیرازیان؛ فرهاد حسینعلی؛ فرزاد حاج محمود عطار
چکیده
پیشینه و اهداف: عمل ناوبری که به عنوان یکی از سودمندترین و مؤثرترین ابزارها برای رسیدن به مقصد مطلوب شناخته میشود، نقش بیشک و حیاتی در جامعه معاصر ایفا میکند. بهمنظور پاسخگویی به نیازهای کاربرانی که به دنبال مسیری به مقصد مورد نظر خود هستند، سامانه های ناوبری به شدت به تعیین مکان تلفن همراه و مقصد مورد نظر بر روی نقشه متکی هستند. ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: عمل ناوبری که به عنوان یکی از سودمندترین و مؤثرترین ابزارها برای رسیدن به مقصد مطلوب شناخته میشود، نقش بیشک و حیاتی در جامعه معاصر ایفا میکند. بهمنظور پاسخگویی به نیازهای کاربرانی که به دنبال مسیری به مقصد مورد نظر خود هستند، سامانه های ناوبری به شدت به تعیین مکان تلفن همراه و مقصد مورد نظر بر روی نقشه متکی هستند. در حال حاضر، اکثریت قابل توجهی از خدمات مبتنی بر مکان به شدت به سامانههای ناوبری متکی هستند که از سامانه ماهواره ناوبری جهانی (GNSS) برای تعیین مکان تلفن همراه استفاده میکنند. با این حال، بسیار مهم است که اذعان کنیم که این روش خاص به دلیل محدودیتهای فراوان در محیطهای داخلی قابل اجرا نیست. بهمنظور غلبه بر محدودیتهای فوقالذکر، فناوریهای زیادی برای موقعیتیابی داخلی توسعه یافته اند، که شامل Wi-Fi، بلوتوث، سامانه ناوبری اینرسی(INS)، اولتراسونیک و امواج صوتی است، اما محدود به آنها نیست. بسته به کیفیت موقعیت، دامنه برنامههای درگیر در خدمات مبتنی بر مکان میتواند بسیار متفاوت باشد. این محدوده، شامل سامانههای ناوبری رایج است که نیاز به دقت تا دهها متر دارند، و همچنین سامانههای دقیق مکانیابی خودکار شیء که نیاز به دقت در سطح سانتیمتر دارند. در زمینه این مطالعه خاص، یک رویکرد انقلابی که از روشهای مبتنی بر تصویر استفاده میکند برای مقابله با مشکل موقعیتیابی موبایل داخلی استفاده شده است.روشها: اجرای روش ناوبری مبتنی بر تصویر، چالشهای بیشماری را بهوجود میآورد که نیاز به بررسی و کاهش کامل به منظور اطمینان از حداکثر دقت، کارایی و مقرون به صرفه بودن دارد. تحقیقات گسترده و جامع برای رسیدگی به این چالشها انجام شده است و هدف اصلی این مطالعه، کمک به پایگاه دانش موجود با بررسی نیازهای دقت تکنیک ناوبری مبتنی بر تصویر است. برای رسیدن به این هدف، یک مدل سه بعدی پیچیده و مفصل از ساختمان مورد نظر بادقت ایجاد شد و موقعیت نقطه کانونی تصویر به عنوان مکان تلفن همراه با استفاده از تکنیکهای پیشرفته عکاسی و تطبیق تصویر تعیین شد. ضروری است که برجسته و تأکید کنیم که این تکنیک خاص از حضور گسترده تلفنهای همراه فعلی که مجهز به دوربینهای با کیفیت بالا هستند، استفاده میکند و در نتیجه، آن را به یک راه حل فوقالعاده ارزان، سریع، کارآمد و دقیق برای ناوبری داخلی تبدیل میکند.یافتهها: نتیجه اولیه این مطالعه، حول ارزیابی جامع دقت موقعیتیابی حاصل از استفاده از روش ناوبری مبتنی بر تصویر پیشنهادی است. نتایج حاصل از این پژوهش، پیامدهای عمیق و اساسی برای طراحی و توسعه یک سامانه ناوبری بهینه مبتنی بر تصویر دارد. تجزیه و تحلیل عددی عمیق، دقت پلانمتری متوسط فوقالعاده 2.5 سانتیمتر را نشان میدهد، بنابراین، اثربخشی شدید روش پیشنهادی در دستیابی به دقت بینظیر در حوزه ناوبری داخلی را تأکید میکند.نتیجهگیری: با توجه به یافتههای حاصل از این مطالعه دقیق ، میتوان بهطور قاطع و صریح نتیجه گرفت که روش ناوبری مبتنی بر تصویر پیشنهادی در واقع، دارای سطح دقت لازم برای تحقق کلیه الزامات ناوبری داخلی است. علاوه بر این، شیوع گسترده و پذیرش تلفنهای هوشمند در میان جمعیت عمومی، استفاده از این روش نوآورانه و پیشگامانه را نه تنها بسیار امکانپذیر، بلکه به طور فزایندهای عملی میکند. نتایج و پیامدهای این مطالعه، به طور قاطع و صریح از کاربرد روش ناوبری مبتنی بر تصویر در بسیاری از برنامههای ناوبری داخلی و همچنین برخی از برنامههای فضای باز با فاصله نزدیک پشتیبانی میکند. بنابراین، کاملاً واضح و آشکار است که این تلاش، تحقیقاتی با موفقیت، راه را برای اجرای یکپارچه و کارآمد یک راهحل ناوبری قابل اعتماد و قوی در محیطهای داخلی و خارجی، هموار کرده است.
سامانه اطلاعات مکانی
داود اکبری
چکیده
پیشینه و اهداف: ارزیابی اراضی، حلقهای بسیار مهم در زنجیرهای است که منجر به مدیریت پایدار منابع اراضی و خاک میگردد. بهرهبرداری از اراضی مطابق با قابلیت آنها، افزون بر تأمین احتیاجات نسل حاضر و آینده، تعادل اکولوژیک کره زمین را نیز، حفظ میکند. تحلیل تناسب اراضی با استفاده از مجموعه متنوعی از عوامل مؤثر بر تولید کمی و کیفی محصولات ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ارزیابی اراضی، حلقهای بسیار مهم در زنجیرهای است که منجر به مدیریت پایدار منابع اراضی و خاک میگردد. بهرهبرداری از اراضی مطابق با قابلیت آنها، افزون بر تأمین احتیاجات نسل حاضر و آینده، تعادل اکولوژیک کره زمین را نیز، حفظ میکند. تحلیل تناسب اراضی با استفاده از مجموعه متنوعی از عوامل مؤثر بر تولید کمی و کیفی محصولات و بررسی پیچیدگیهای روابط آنها باهم و همچنین، همگام با تحلیل کاربری اراضی، از مفیدترین کاربردهای سامانه اطلاعات مکانی در مدیریت اراضی کشاورزی است. روشهای بسیاری از زمان ارائه چارچوب FAO برای ارزیابی تناسب اراضی توسعه یافتهاند و برخی از آنها هنوز بهصورت گسترده استفاده میشوند. در پژوهش حاضر، ارزیابی کیفی تناسب اراضی با استفاده از سامانه اطلاعات مکانی (GIS) و ارزیابی چند معیاره (MCE) برای سه محصول راهبردی گندم، جو و برنج در چهار منطقه مطالعاتی در شمال ایران، مورد بررسی قرار گرفت.روشها: جهت پیادهسازی مدل پیشنهادی، دادههای مرتبط با ویژگیهای خاک، دادههای اقلیمی، دادههای توپوگرافی، نقشه زمینشناسی و نقشه پوشش اراضی جمعآوری شد. در میان دادههای جمعآوری شده، دما نقش مهمی در تعیین تناسب اراضی برای محصولات کشاورزی دارد، الگوهای مکانی بارش برای ارزیابی دسترسی به آب اهمیت دارند و شیب زمین تأثیر زیادی در زهکشی، میزان نور دریافتی از خورشید و بالطبع آن، انرژی مورد نیاز برای رشد گیاه دارد. سپس، با توجه به تنوع اقلیمی در شمال ایران و مجموعه متنوع از محصولات زراعی که در این منطقه کشت میشوند، معیارهای مناسب انتخاب شدند. معیارهای انتخاب شده عبارتند از: نوع خاک، دما، بارش، شیب و پارامترهای زمینشناسی. جهت تخصیص وزن به هر یک از معیارها و تشدید تأثیر آنها در مرحله ارزیابی تناسب اراضی، یک فرآیند تخصیص وزن انجام شد. این تخصیص وزن، توسط متخصصین امر انجام گرفت. هر معیار بر اساس تأثیر آن بر کشت محصولات مختلف در این منطقه مورد ارزیابی قرار گرفت و وزن هر لایه مشخص گردید. در نهایت، بررسی دقیق نتایج و تحلیل تناسب اراضی برای کشاورزی در مناطق مورد مطالعه انجام شد.یافتهها: نتایج این تحقیق، نشان داد که غرب استان گیلان مکانی ایدهآل برای کشت برنج اما این منطقه چالشهایی برای کشت جو و گندم دارد. امتیازات نسبتاً مناسب برای هر سه محصول، گندم، جو و برنج شرق استان گیلان نشان داد که این منطقه مستعد کشت محصولات متنوع است. مرکز استان مازندران برای کشت محصولات گندم، جو و برنج امتیاز مناسبی کسب نکرد. همچنین، مرکز استان گلستان به عنوان یک مکان بسیار مناسب برای کشت گندم و جو تعیین گردید.نتیجهگیری: در مجموع، مناطق با امتیاز نسبتاً مناسب امکاناتی برای متنوع کردن شیوههای کشت ارائه میدهند که باعث افزایش انعطافپذیری و کاهش خطرات مرتبط با نوسانات بازار و تغییرات اقلیمی میشود. همچنین، در مناطق با امتیاز تناسب پایین نقش حفاظت از محیط زیست و شیوههای مدیریت پایدار اراضی حائز اهمیت است. از یک بعد دیگر، دستهبندی تناسب اراضی به سیاستگذاران و مدیران بخش کشاورزی این امکان را میدهد تا منابع بهصورت صحیح و بهصورت بهینه تخصیص یابند. برای تحقیقات آتی پیشنهاد میشود تحلیل سری زمانی دادههای ماهوارهای با استفاده از مدلهای یادگیری عمیق صورت پذیرد.
سامانه اطلاعات مکانی
سعید بهزادی؛ مصطفی آدرسی؛ مسعود شیرازیان
چکیده
پیشینه و اهداف: امروزه، مدیریت شهری به عنوان یکی از مهمترین مسائل تصمیمگیران و مدیران در حوزههای شهری است. مسئلهی یافتن کوتاهترین مسیر، به عنوان یکی از مسائل مهم در حوزهی مدیریت شهری به منظور کاهش زمان سفر بین دو نقطهی حیاتی، همواره مورد توجه بسیاری از حوزههای تحقیقاتی از قبیل مدیریت شهری، حمل و نقل، ارتباطات و غیره ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: امروزه، مدیریت شهری به عنوان یکی از مهمترین مسائل تصمیمگیران و مدیران در حوزههای شهری است. مسئلهی یافتن کوتاهترین مسیر، به عنوان یکی از مسائل مهم در حوزهی مدیریت شهری به منظور کاهش زمان سفر بین دو نقطهی حیاتی، همواره مورد توجه بسیاری از حوزههای تحقیقاتی از قبیل مدیریت شهری، حمل و نقل، ارتباطات و غیره بوده است. در طول دهههای گذشته، الگوریتم ژنتیک در حل مسائل پیچیدهی بهینهسازی چند هدفه، به خوبی عمل کرده است، اما بسیاری از الگوریتمهای ژنتیک، تنها برای یافتن مسیر بهینه در شبکههای محلی، مناسب هستند. در این شبکهها، در صورتی که تعداد نقاط افزایش یابد، الگوریتمهای ارائه شده کارآیی خود را نخواهند داشت. هدف از این تحقیق، یافتن مسیری در شبکهی خیابانهای شهر تهران میباشد که کمترین زمان، مسافت و هزینه را داشته باشد. بنابراین، یک روش جدید برای حل مسئلهی مسیریابی بر مبنای الگوریتم ژنتیک، با این فرض که تمام خطوط موجود در شبکه دارای وزنهای مثبت میباشند، پیشنهاد میگردد.روشها: ویژگی الگوریتم پیشنهادی، متغیر بودن عملگرهای الگوریتم ژنتیک میباشد که متناسب با ساختار شبکه، تعریف میگردد. بر همین اساس، عملگر جهش در الگوریتم ژنتیک بر اساس فضای مورد مطالعه و فاصلهی بین نقاط شروع و پایان، تعریف میگردد. برای حل مسئله، از کدگذاری اعداد صحیح استفاده میشود و لذا، نقاط موجود در این گراف با استفاده از اعداد صحیح، نامگذاری شده و هر فرد در جمعیت به عنوان یک جواب برای حل مسئله، در نظر گرفته میشود. اندازهی جمعیت، بسته به تعداد گرههای موجود در گراف و طول هرکروموزوم دارد. طول رشتههای انتخاب شده، حداکثر برابر با تعداد گرههای موجود در شبکه، در نظر گرفته میشود، زیرا این احتمال وجود دارد که بهترین مسیر، مسیری باشد که از تمام گرهها عبور میکند. در پایان، این الگوریتم بر روی شبکهی مورد مطالعه که یک گراف مسطح میباشد، پیادهسازی میشود. دقت روش پیشنهادی نسبت به روش متداول، در سه جفت نقطه، مورد ارزیابی قرار گرفته است.یافتهها: با توجه به اینکه هدف از حل مسئله، یافتن مسیری بود که کمترین وزن را داشته باشد، در الگوریتم پیشنهادی یک عملگر ترکیب و سه عملگر جهش، ارائه گردید. این، در حالی است که در الگوریتمهای ژنتیک رایج، تنها از یک عملگر جهش و ترکیب، استفاده شده است. در این الگوریتم، نحوهی استفاده از عملگرهای جهش، به ساختار شبکه و فاصلهی بین نقطهی شروع و پایان، بستگی دارد. استفاده از الگوریتم ژنتیک پیشنهادی، نسبت به الگوریتم ژنتیک رایج، با 16% بهبود عملکرد همراه بوده است که نشان میدهد الگوریتم ژنتیک پیشنهادی، سریعتر به جواب مسئله میرسد. همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است بهترین مسیر، مسیری است که مقدار تابع برازندگی آن به یک، نزدیکتر باشد. نتایج حاصل از مقایسهی روش پیشنهادی با روشهای متداول، 16 درصد سرعت بالاتر را نشان میدهد.نتیجهگیری: با توجه به اینکه فرض اولیهی این تحقیق، مثبت بودن وزن تمام خطوط موجود در شبکه بوده است، عملگر جهش در الگوریتم ژنتیک، بر اساس فضای مورد مطالعه و فاصلهی بین نقاط شروع و پایان، تعریف شد. نتایج نشان داد که در صورت وجود فضای جستجوی کوچک، نقاط کمتری مورد نیاز است و به منظور تولید جمعیت اولیه، گرههایی که در کنار هم قرار دارند و به هم نزدیکتر هستند، باید انتخاب شوند. بدین ترتیب، مقدار تابع برازندگی افراد موجود در جمعیت اولیه، افزایش یافته و جوابها به واقعیت، نزدیکتر میشود. برای تحقیقات آتی، پیشنهاد میگردد که به منظور تولید جمعیت اولیه، نقاط بین نقطهی شروع و پایان انتخاب گردد و همچنین، نقاط انتخاب شده در نزدیکی خط واصل بین نقطهی شروع و پایان باشد، زیرا هنگامی که وزن یالهای شبکه، فاصلهی بین نقاط باشد، بهترین مسیر در فضای بین نقطهی شروع و پایان قرار دارد. همچنین، پیشنهاد میشود که عملکرد شبکه با چندین عملگر ترکیب نیز، مورد ارزیابی قرار گیرد.
سامانه اطلاعات مکانی
محبوبه ابراهیمی؛ علیرضا وفایی نژاد
چکیده
پیشینه و اهداف: بافت فرسوده، بدون شک یکی از مهمترین چالشهای فراروی غالب شهرها و به طور خاص کلانشهرها طی دهههای اخیر است و از دغدغههای اصلی مدیریت شهری، محسوب میشود. با شناسایی محدودههای نیازمند احیا، بازسازی و بهسازی میتوان با برنامهریزی مناسب، اقدام به بهینهسازی کاربری اراضی در جهت بالابردن کیفیت محله و ایجاد عدالت ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: بافت فرسوده، بدون شک یکی از مهمترین چالشهای فراروی غالب شهرها و به طور خاص کلانشهرها طی دهههای اخیر است و از دغدغههای اصلی مدیریت شهری، محسوب میشود. با شناسایی محدودههای نیازمند احیا، بازسازی و بهسازی میتوان با برنامهریزی مناسب، اقدام به بهینهسازی کاربری اراضی در جهت بالابردن کیفیت محله و ایجاد عدالت فضایی و همچنین، جلوگیری از رشد خطی شهرها اقدام نمود. بافتهای قدیمی مناطق شهری، میتوانند بر فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی تأثیر بگذارند. از این رو، مناطق فرسوده شهری به عنوان یکی از چالشهای شهرها میتوانند شهروندان را تحت تأثیر قرار دهند. پدیده فرسودگی شهری در شهرنشینی، به عنوان یکی از چالشهای پیشروی توسعه پایدار شهری، محسوب میشود. این امر، به دلایل متعددی رخ میدهد که مهمترین آنها، اتکا به ابزارهای سنتی و ناکافی نظارت و طبقه بندی است. علیرغم افزایش روزافزون این مناطق، تلاشهای کافی برای پایش مکانی و طبقهبندی میزان فرسودگی این مناطق، صورت نمیگیرد. فرآیند پایش و طبقهبندی این مناطق، به عنوان اولین گام در نظر گرفته می شود. تحقیق حاضر، با هدف تعیین بهینه کاربری اراضی بافت فرسوده شهری در جهت بهبود سیمای کالبدی شهر، کاهش ترافیک، بهبود شرایط زیستمحیطی، افزایش سطح زندگی مردم، بهرهمندشدن تمامی شهروندان از خدمات رفاهی، آموزشی، درمانی و همچنین، امنیت کافی ارائه شده است.روشها: در این مقاله، با استفاده از الگوریتمهای بهینهسازی cost و مدل تصمیمگیری چند معیاره AHP و تلفیق آن در سامانه GIS برای شناسایی و اولویتبندی مداخله در بلوکها و محله فرسوده شهری ایران گاز در شهر قزوین، بر اساس معیارهای از پیش تعیین شده، بهره گرفته شده است. در ابتدا، درک کاملی از ویژگیهای این بخش، برای مقایسه آن با کل شهر، پیدا کردیم. برای شناسایی معیارهای مورد استفاده در این تحقیق، عوامل اصلی مکانی را برای محله ایران گاز شهر قزوین، بررسی کردیم. سپس، میزان فرسودگی در محله ایران گاز در دو بعد مختلف فرسودگی کالبدی و فرسودگی عملکردی محاسبه شد و کاربری اراضی موجود، مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت، با شناسایی بلوکهای ناسازگار و بلوکهای بهینه، نقشههای مورد نیاز جهت مدیریت بافت فرسوده، تولید گردید.یافتهها: در منطقه مورد مطالعه، مناطق فرسوده پایش و به 4 کلاس فاقد فرسودگی (صفر تا 50 درصد فرسوده)، فرسودگی کم (50 تا 65 درصد فرسوده)، فرسودگی متوسط (65 تا 80 درصد فرسوده) و فرسودگی زیاد (بالای 85 درصد فرسوده)، طبقهبندی شده است. نتایج، نشان داد که بلوکهای فاقد فرسودگی در این منطقه، بهندرت وجود دارد و با بررسی علل فرسودگی که عمدتا ناسازگاری کاربریها بوده است، وضع موجود باید، مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد.نتیجهگیری: بهطور کلی، اغلب بافت منطقه مورد مطالعه در طول سالیان اخیر بهدلیل عدم برنامهریزی و مدیریت، دچار فرسودگی شدهاند که جلوگیری از تشدید این مسئله و تاثیر آن، بر روی بافتهای همجوار، بسیار حائز اهمیت میباشد. از این رو، جهت دستیابی به این مهم، برداشت اطلاعات مناطقی که مستعد فرسودگی بوده و یا اینکه دچار فرسودگی شدهاند و نیز، پایش مناطقی که در معرض فرسودگی قرار دارند، بسیار حائز اهمیت است.
سامانه اطلاعات مکانی
مبشر کاظمی؛ فرهاد حسینعلی
چکیده
پیشینه و اهداف: سامانه های اطلاعات مکانی، کاربردهای خود را در شاخه های مختلف علمی و اجرایی گسترش داده اند. دلیل مبرهن این گسترش، استوار بودن این سامانه ها بر اطلاعات مکانی است، چراکه این اطلاعات بخش گستردهای از اطلاعات تولید شده و مبادله شده در دنیای امروز را به خود اختصاص می دهد. یکی از حوزه هایی که سامانه های ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: سامانه های اطلاعات مکانی، کاربردهای خود را در شاخه های مختلف علمی و اجرایی گسترش داده اند. دلیل مبرهن این گسترش، استوار بودن این سامانه ها بر اطلاعات مکانی است، چراکه این اطلاعات بخش گستردهای از اطلاعات تولید شده و مبادله شده در دنیای امروز را به خود اختصاص می دهد. یکی از حوزه هایی که سامانه های اطلاعات مکانی کاربرد وسیعی در آن یافته است، حوزهی حمل و نقل و ترافیک میباشد و پر واضح است که این حوزه، وابسته به اطلاعات مکانی است. در این تحقیق، حمل و نقل چند منظورهی شهری با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، مد نظر می باشد. مسافرت درون شهری، می تواند با استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، نظیر اتوبوس، مترو، تاکسی و نظایر آن، یا با استفاده از وسایل شخصی مانند اتومبیل و موتور سیکلت، انجام گردید. مدیران شهری، همواره می کوشند که مردم را به استفاده از حملو نقل عمومی ترغیب و تشویق نمایند، چون استفاده از وسایل شخصی پیامدهای ناخوشایند زیادی نظیر افزایش مصرف سوخت، سنگینی ترافیک و به تبع آن آلودگی هوا، آلودگی صوتی، اتلاف وقت و غیره را، به همراه دارد. وسایل حمل و نقل عمومی در خطوط مشخصی حرکت میکنند و به همین دلیل بسیاری از سفرهای شهری با استفاده از تنها یک وسیلهی حمل و نقل عمومی، به سرانجام نم یرسد. از این رو، مسافر برای طی طریق از مبدأ به مقصد، مجبور می شود که از چند خط حمل و نقل عمومی که ممکن است شامل وسایل غیر یکسانی باشند، استفاده نماید و حتی مسیری را نیز، به صورت پیاده بپیماید. در اینجا، با یک مسألهی حملو نقل چند حالته روبرو هستیم که در یک بستر مکانی با استفاده از ابزارهای مختلف و با در نظر گرفتن معیارهای مختلف، قابل بررسی است. این مسأله، سابقهی پژوهش های زیادی در دنیا دارد ولی در ایران و مشخصاً در شهر قزوین که مورد مطالعهی این پژوهش است، چنین سیستمی تاکنون به ثمر ننشسته است.روشها: در این پژوهش، از مدل عامل- مبنا برای شبیهسازی استفادهی مسافران از وسایل حمل و نقل عمومی در داخل شهر، استفاده میشود. محیط کار، نقشهی شبکهی خیابان های شهر قزوین است که مسیرهای حملو نقل عمومی روی آن، پیاده شده است. وسایل حمل و نقل عمومی در شهر قزوین، اتوبوس و تاکسی است که استفاده از آژانس نیز به آن، افزوده شده است. در این مدل، عامل ها در نقش مسافرانی هستند که از یک مبدأ مشخص، قصد عزیمت به مقصدی مشخص را دارند و با گزینه های مختلفی برای سفر خود، مواجه می باشند. عامل، می تواند همهی این گزینه ها را در محیط نقشه، تجربه نماید و زمان و هزینهی استفاده از هر یک از آنها را به دست آورد تا در نهایت، مشخص شود که کدام گزینه میتواند برای مسافر، مطلوبتر باشد.یافتهها: نتایج، نشان داد که وسایل حملو نقل عمومی شهر قزوین در مسیرهای مختلف میتوانند مطلوبیت های متفاوتی داشته باشند و بهتر است هر مسیر، به صورت جداگانه سنجیده شود. با این حال، به صورت کلی میتوان گفت در مسیرهای کوتاه، تاکسی گزینهی مطلوبی است، در مسیرهای متوسط، اتوبوس میتواند از نظر هزینه، مقرون به صرفه باشد و در مسیرهای طولانی، استفاده از آژانس، توجیه پذیر خواهد بود. امروزه، استفاده از تاکسی های اینترنتی، گسترش بسیاری یافته است. این تاکسی ها را نیز، می توان به صورت آژانس در نظر گرفت. تنها تفاوت آنها در این است که معمولاً هزینه کمتری نسبت به آژانس های تلفنی دارند و از فراوانی بسیار بیشتری نیز، برخوردار هستند.نتیجهگیری: به کارگیری مدل عامل مبنا به عنوان یک مدل شبیه ساز، قدرت زیادی در تحلیل مسائل حمل و نقل و ترافیک ایجاد می کند و این تحقیق، گواه این امر است. نتایج این تحقیق، یک دید کلی از میزان مطلوبیت گزینه های مختلف حمل و نقل عمومی در شهر قزوین ایجاد میکند، حال آنکه هر مسافری، ممکن است دیدگاه اختصاصی خود را داشته باشد. برای مثال، ممکن است افرادی به دلیل اقتصادی یا امنیت، تنها از اتوبوس برای سفر درون شهری، استفاده نمایند. در هر صورت، مدل توسعه داده شده در این پژوهش، می تواند مطلوبیت هر سفر را از جنبه های مختلف حتی فراتر از زمان و هزینه، به شرط فراهم بودن اطلاعات آن، ارزیابی و در اختیار مسافر قرار دهد. از این رو، قدرت و قابلیت واقعی این مدل، زمانی به منصهی ظهور خواهد رسید که در یک سامانهی برخط با قابلیت استفاده در تلفن های همراه، در اختیار عموم قرار گیرد.
سامانه اطلاعات مکانی
زهره علیجانی؛ حامد عاشوری
چکیده
پیشینه و اهداف: تغییر در الگوی لندفرم سبب ایجاد تغییر در سایر پارامترهای زمیننما از جمله خاک، زمینشناسی و پوشش گیاهی میشود. بنابراین، مطالعه لندفرم و بررسی عوامل مؤثر در تشکیل و تکامل آن، از علوم بسیار مهم در ژئومرفولوژی و پدولوژی میباشد. شرایط اقلیمی با تأثیر بر فرایندهای زمینشناسی و همراه با عوامل توپوگرافی و خصوصیات ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تغییر در الگوی لندفرم سبب ایجاد تغییر در سایر پارامترهای زمیننما از جمله خاک، زمینشناسی و پوشش گیاهی میشود. بنابراین، مطالعه لندفرم و بررسی عوامل مؤثر در تشکیل و تکامل آن، از علوم بسیار مهم در ژئومرفولوژی و پدولوژی میباشد. شرایط اقلیمی با تأثیر بر فرایندهای زمینشناسی و همراه با عوامل توپوگرافی و خصوصیات مواد مادری، نقش مؤثری در تشکیل و تکامل لندفرمها دارند.روشها: در مطالعه حاضر، لندفرمهای منطقه مورد مطالعه با استفاده از مدل رقومی ارتفاع با قدرت تفکیک مکانی 10 متر و نرمافزار SAGA بر اساس شاخص موقعیت توپوگرافی، جدا شدند. سپس، در دو لندفرم دشت و شیب باز که دارای بیشترین تکرارپذیری در منطقه مورد مطالعه بودند، اقدام به حفر نیمرخ و نمونهبرداری گردید و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و پارامترهایی چون مواد مادری، ارتفاع و درصد شیب در هر نیمرخ، مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: بررسیها، نشان داد که در لندفرم دشت، تغییرات شیب کم و حداکثر آن سه درصد میباشد و این، حاکی از آن است که در این لندفرم، مواد مادری تحت تأثیر رسوباتی میباشد که از بالادست آمده و به مرور در اعماق، تهنشین شدهاند. بنابراین، مواد مادری انتقال یافته از سطوح ژئومرفیک بالا در اثر هوادیدگی و فرایندهای فرسایش و انباشت و تجمع در سطوح پایینتر، منجر به ایجاد لندفرمهای پایدار و نسبتاً هموار دشت گردیده که اراضی مناسبی را برای کشاورزی، به وجود آورده است. در دیگر سو، شیب باز در موقعیتهای پشته و یا شانه شیب قرار گرفته است، جایی که دستخوش آبشویی بالای مواد و انتقال آنها به سطوح پایینتر و فرسایش زیادتری نسبت به سایر سطوح است. تغییرات بافتی خاک، روند منظمی را نشان نمیدهد. میزان درصد رس، به جز در برخی از نیمرخها که روند نامنظمی را نشان میدهند، با عمق کاهش یافته است. به دلیل شیب نسبتاً بالا، خاکهای این لندفرم، عمیق نیستند چراکه موقعیت شیب، بیشترین تأثیر را در عمق خاک دارد و موقعیتهای بالای شیب، دارای خاکهای کمعمقتری نسبت به موقعیتهای پایین شیب هستند.نتیجهگیری: توپوگرافی، به عنوان یک عامل اصلی در توسعه و تکامل خاکها شناخته شده است. لندفرم مورد بررسی در این مطالعه، نشان داد نه تنها توپوگرافی به طور مستقیم در فرایندهای پدوژنیک نقش دارد، بلکه مواد مادری نیز در تغییر این فرایندها و تشکیل لندفرم بسیار حائز اهمیت هستند. در این مطالعه، لندفرمهای منطقه بر اساس شاخص موقعیت توپوگرافی، تفکیک شدند. در شاخص موقعیت توپوگرافی، ارتفاع و شیب به عنوان پارامترهای اصلی برای تحلیل و طبقهبندی لندفرمها، استفاده میشوند. بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی و همچنین بررسی مواد مادری، ارتفاع و درصد شیب در نیمرخهای حفر شده در لندفرمهایی که دارای بیشترین تکرارپذیری در منطقه بودند، نشان داد که مواد مادری و شیب، دارای نقش مؤثری در تشکیل لندفرم هستند. با این حال در منطقه مورد مطالعه، به دلیل شرایط خشک و نیمه خشک و کاهش میزان هوادهی و آبشویی، نقش شیب بیشتر از مواد مادری در تشکیل لندفرمها بود. بنابراین، بررسی همزمان نقش مواد مادری و شیب در مناطقی با هوادهی بالا و فرایندهای فعال در تغییر سطوح ژئومرفیک میتواند زمینهای برای تحقیقات گستردهتر در تشکیل لندفرمها ایجاد کند.